کد خبر: 464350
۰
۰
نسخه چاپی

روایت حضرت زینب(س)، الگوی روایتگری زنانه در اربعین است

، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: مراسم پیاده‌روی اربعین، هر سال میلیون‌ها زائر را از ملیت‌ها، فرهنگ‌ها و زبان‌های مختلف در مسیری مشترک گرد هم می‌آورد؛ مسیری که تنها یک سفر زیارتی نیست، بلکه روایتی زنده از همدلی، ایثار، میزبانی و تجربه‌های انسانی است. در سال‌های اخیر، سفرنامه‌های اربعین تلاش کرده‌اند این تجربه را از زاویه نگاه زائران روایت کنند؛ اما برخی آثار، با عبور از روایت صرفِ سفر، به سراغ آدم‌ها، خرده‌روایت‌ها و لحظه‌هایی رفته‌اند که کمتر دیده و شنیده شده‌اند.

کتاب «مادرلند» نوشته فاطمه تقی‌زاده، که از سوی انتشارات جمکران منتشر شده است از جمله همین آثار است؛ سفرنامه‌ای که با نگاهی مردم‌نگارانه، روایت‌هایی از زائران و خادمان اربعین را در کنار تجربه شخصی نویسنده به تصویر می‌کشد و از دل مسیر نجف تا کربلا، تصویری از فرهنگ میزبانی، عشق به امام حسین(ع) و پیوند انسان‌ها فراتر از مرزهای جغرافیایی ارائه می‌دهد. این کتاب که دومین سفرنامه اربعینی این نویسنده به شمار می‌رود، با زبانی روان و روایی، مخاطب را با لایه‌هایی کمتر روایت‌شده از بزرگ‌ترین اجتماع مذهبی جهان همراه می‌کند.

به بهانه فرارسیدن ایام پیاده‌روی اربعین، درباره چرایی نگارش «مادرلند»، تفاوت آن با دیگر سفرنامه‌های اربعین، تجربه‌های نویسنده در این سفر و روایت‌های کمتر دیده‌شده این مسیر، با فاطمه تقی‌زاده به گفت‌وگو پرداختیم.

* در «مادرلند» بیش از آنکه به زیارت بپردازید، به آدم‌ها و روایت‌هایشان توجه کرده‌اید. چرا تصمیم گرفتید اربعین را از دریچه انسان‌ها روایت کنید، نه صرفاً از منظر مناسک؟

به نظر من، در زیارت اربعین، اصل بر پیاده‌روی و مشایه است. یعنی پیمایش راه نجف به کربلا برای همدردی با اسرای شام. و ممکن است انتهای این پیاده‌روی هیچ وقت زیارت حرمین شرفینِ کربلا میسّر نشود، پس به عبارتی دیگر باید در این سفر به مشایه و هرچه که حول محور مشایه است پرداخت. در واقع پیاده‌روی در سفر اربعین، خودش نیز تبدیل به یک منسک و آیین عبادی می‌شود که می‌توان از زوایای مختلف آن را روایت کرد. این زاویه دید می‌تواند از جانب تمام کسانی که در مسیر مشایه قرار دارند مانند زائرها، خادم‌ها و... باشد.

* عنوان «مادرلند» برای یک سفرنامه اربعین کنجکاوی‌برانگیز است. چرا این عنوان را انتخاب کردید و «سرزمین مادری» در این کتاب دقیقاً به چه معناست؟

عنوان «مادرلند» برگرفته از عبارتی است که یکی از شخصیت‌های کتاب آن را بیان می‌کند. از طرفی دیگر ما از گذشته در مراسمات مذهبی‌مان روایتی را شنیده‌ایم که نجف شهر پدریِ شیعه‌ها و کربلا، شهری مادریمان است. دوست داشتم این مفهوم به‌صورت جهانی ثبت شود و حتی بعدها که کتاب ترجمه شد، مخاطبین خارجی که آشنایی خاصی با کربلا و اربعین ندارند، این سوال برایشان ایجاد شود که عبارت «مادرلند» به چه معنی است.

روایت حضرت زینب(س)، الگوی روایتگری زنانه در اربعین است

* به نظر شما بزرگ‌ترین آسیب ادبیات اربعینی چیست؟ کلیشه‌پردازی، شعارزدگی یا تکرار روایت‌های مشابه؟

به نظر من ادبیات اربعین اجتناب ناپذیر نسبت به روایت کلیشه‌ای است. به دلیل اینکه هرسال حدود ۲۰ میلیون نفر، در یک زمان واحد و یک مسیر واحد با اتفاقات مشابه مواجه می‌شوند. طبیعی است که روایت من با روایت دیگری تشابه داشته باشد و به مرور زمان مخاطب حس کلیشه‌ای بودن کتاب‌ها را دریافت کند.

تنها راه گریز از این واقعه، خلاقیت است. اینکه نویسنده به دنبال سوژه بگردد و ببیند یک اتفاق تکراری و مشابه را چگونه می‌تواند متفاوت روایت کند. تجربه خود من از روایت اربعین نویسی باعث ثبت دو کتاب سفرنامه اربعینی شده است، اما هیچ کدام شباهتی به یکدیگر ندارند. یکی به زبان طنز تاریخی و دیگری به سبک روایت امروزی به نگارش درآمده است.

* شما از موکب‌ها صرفاً به عنوان محل خدمت‌رسانی یاد نمی‌کنید، بلکه آنها را بخشی از هویت فرهنگی اربعین می‌دانید. این فرهنگ میزبانی چه ویژگی‌هایی دارد که در هیچ اجتماع دیگری تجربه نکرده‌اید؟

به نظر بنده یکی از معجزات اربعین، بحث میزبانی عراقی‌ها است. با هیچ حساب و کتاب و معادله‌ای نمی‌شود به یک جواب منطقی رسید که چرا عراقی‌ها این مدل پذیرایی را انجام می‌دهند.

می‌شود از دید جامعه شناسی و روانشاسی و... آن را بررسی کرد ولی قطعا جز عشق به حضرت اباعبدالله علیه‌السلام، دلیل دیگه‌ای نمی‌تواند خالق این معجزه باشد. و خب مردم عراق با هوشمندی تمام توانستند که این سبک و مدل را برای خودشان ثبت کنند و ما هرمدلی که کمی شباهت به مدل پذیرایی و خدمت عراقی‌ها در اربعین داشته باشه، سریعا یاد اربعین می‌افتیم و مواردی مانند چای و مای بارد و... را به یاد می‌آوریم.

ویژگی اصلی مدل پذیرایی عراقی‌ها، این است که از جان و دل مایه می‌گذارند و منت این کار را هیچوقت بر سر ائمه نمی‌گذارند، بلکه اعتقاد دارند که این ائمه هستند که به سرشان منت گذاشته و آن‌ها رو مفتخر به خادمی زوار کرده‌اند. و این مسئله گویا نهادینه شده است در ذات و زندگی‌ آن‌ها. حتی گاها کودکان سه الی چهارساله‌شان نیز همین راه را ادامه می‌دهند. در واقع سبک زندگی‌شان این است که خادم زوار باشند. به‌ همین خاطر این موضوع تبدیل به فرهنگ آنان شده است.

* به نظر می‌رسد «مادرلند» نوعی مردم‌نگاری اربعین هم است. هنگام انتخاب سوژه‌ها، چه معیارهایی داشتید و چرا سراغ آدم‌های کمتر دیده‌شده رفتید؟

آدم‌ها شاکله‌ اصلی بحث زیارت اربعین هستند. یعنی زیارت اربعین بدون حضور زائرها معنی ندارد. پس روایتی که به آدم‌های این جریان نپردازد، ناقص و تهی است. عموما برای مخاطبی که پیاده‌روی اربعین را ندیده، حال و هوای آدم‌ها جذاب‌تر است. اینکه نسبت‌شان با این مراسم چه بوده؟ چه شده که زائر شده‌اند؟ چه شده که خادمی را برگزیده‌اند؟ و چه موانع و مشکلاتی را پشت سر گذاشته‌اند؟

همچنین این موارد برای مخاطبی که زیارت اربعین را مشاهده کرده است یا درباره آن شنیده است نیز می‌تواند قابل توجه باشد. این موضوعات برای آنان نیز تداعی خاطرات است و هم دوست دارد تا آن چیزی را که خودش به هر دلیلی تجربه نکرده است را با خواندن کتاب و روایت‌های دیگران تجربه کند.

سعی کرده‌ام تا در کتاب «مادرلند» اتفاقاتی را که رخ داده است را گلچین کنم و مواردی که جذابیت بیشتری داشته است را محور روایت‌ها قرار دهم. همچنین اقدام دیگری که در کتاب انجام داده‌ام نیز توجه به رویدادهای کمتر دیده شده است.

* نقش زنان در ادبیات اربعینی را چگونه می‌بینید؟ آیا روایت‌های زنانه از این سفر، زاویه دید متفاوتی به ادبیات اربعین داده است؟

به نظر بنده روایت‌های زنانه، بُعد انسانی و عاطفی اربعین را پررنگ‌تر می‌کنند. بانوان در کنار حماسه، بیشتر به روابط انسانی، مهر، خانواده و جزئیاتی توجه می‌کنند که در روایت‌های دیگر کمتر دیده می‌شود. از طرفی، ما معتقدیم که اگر روایت حضرت زینب علیهاسلام نبود، پیام عاشورا به امروز نمی‌رسید؛ پس روایتگری زنانه از ابتدا در متن این حماسه حضور داشته است. به نظرم، ادبیات اربعین با نگاه زنان، کامل‌تر و چندلایه‌تر شده است.

* شما پیش از این کتاب «جوادی کجایی؟» را با حال‌وهوای طنز نوشته بودید. چه شد که در «مادرلند» به سمت نگاهی تأملی‌تر و احساسی‌تر رفتید؟

«جوادی کجایی» سفرنامه‌ اولین سفر اربعینی من بود. و اولین سفرنامه‌ طنز اربعین که به نگارش درآمد. در این کتاب سعی کرده‌ام تا با زبان طنز، چالش‌های یک زائراولی را روایت کنم که الحمدلله بازخوردهای خیلی خوبی از کتاب دریافت کردم.

در «کتاب مادرلند» دیگر یک زائراولی نبودم و جهان‌بینی خاص خودم را داشتم و دوست داشتم دریافت‌هایی که از اربعین بدست آوردم را جدی‌تر روایت کنم. و به مخاطب اثر نیز بگویم که سفر اربعین پر از معجزه است. این‌لیست معجزه‌هایی است که من در این سفر دیده‌ام و توی مخاطب هم با من همراه شو تا و بقیه معجزات سفر را رو شخصا تجربه کنی.

روایت حضرت زینب(س)، الگوی روایتگری زنانه در اربعین است

* اربعین امروز به بزرگ‌ترین اجتماع مذهبی جهان تبدیل شده است. فکر می‌کنید ادبیات و سفرنامه‌نویسی چه نقشی در معرفی این پدیده به مخاطبان غیرایرانی و غیرشیعه دارند؟

ادبیات و به‌ویژه سفرنامه، بهترین راه برای معرفی اربعین به مخاطبان غیرایرانی و غیرشیعه است؛ به دلیل اینکه به‌جای استفاده از شعار، تجربه زیسته را روایت می‌کند. وقتی خواننده با آدم‌ها، مهمان‌نوازی، همدلی و فضای این سفر از دریچه نگاه یک نویسنده همراه می‌شود، راحت‌تر می‌تواند با حقیقت اربعین ارتباط برقرار کند.

به نظربنده یک روایت صادقانه، گاهی از هر گزارش یا تحلیل، تأثیرگذارتر است.

* بسیاری معتقدند رسانه‌ها بیشتر جمعیت میلیونی اربعین را نشان می‌دهند، اما کمتر به لایه‌های انسانی آن می‌پردازند. آیا «مادرلند» را می‌توانیم تلاشی برای روایت همین لایه‌های پنهان بدانیم؟

رسالت رسانه‌های خبری بازتاب جمعیت و تعداد آدم‌ها و رسالت کتاب و فیلم نیز بازتاب دادن روح حاکم بر اربعین است. در سال‌های گذشته مستندهای خوب و کتاب‌های مطلوبی در این زمینه تولید شده‌اند. دغدغه‌ اصلی من علاوه بر نشان دادن آدم‌ها، روایت کردن قصه‌ آن‌ها بدون روتوش و حجاب بود. شاید آمار و ارقام فراموش شوند اما قصه‌ها هیچ وقت از یاد نمی‌روند.

* در میان روایت‌های کتاب، کدام شخصیت یا دیدار بیش از همه نگاه شما را نسبت به اربعین تغییر داد؟

همانطور که در کتاب آورده شده است، هر اتفاقی که در مسیر پیاده‌روی اربعین رخ می‌دهد معجزه است. دیدن و شنیدن قصه‌ این معجزه‌ها دلبستگیم به اربعین را بیشتر می‌کند. قطعا معاشرتی که با خادمین اربعین و میزبانان عراقی داشته‌ام، دید من را نسبت به ماجرای پیاده روی اربعین عمیق‌تر کرده است.

* فکر می‌کنید ادبیات اربعین باید بیشتر بر جنبه‌های معنوی تمرکز کند یا ظرفیت‌های اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی این رویداد را هم روایت کند؟

به نظر بنده این‌ موارد از یکدیگر جدا نیستند. معنویت، هسته اصلی اربعین است، اما همین معنویت در رفتارهای اجتماعی، فرهنگ مهمان‌نوازی، همدلی و حتی پیام وحدت و مقاومت جلوه پیدا می‌کند. اگر ادبیات اربعین فقط به یک بُعد بپردازد، تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد. نویسنده باید همه این لایه‌ها را روایت کند، اما بدون شعار و با تکیه بر تجربه و داستان، تا مخاطب خودش بتواند به معنا دست پیدا کند.

دبیرسرویس: #میثم_عربی

منبع : مهر

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید