یادداشت مهمان_ دکتر ایرج حجازی، پژوهشگر حوزه دین و رسانه: در تقویم مناسبتهای مذهبی، روز ۹ربیعالاول سرنوشتی پرفراز و نشیب و تأملبرانگیز دارد. در برخی محافل، این روز با عنوان "عید الزهرا" و به گمان تقارن با سالروز وفات خلیفه دوم گرامی داشته میشود. اما وقتی از دریچه دقت تاریخی و آسیبشناسی دینی به این موضوع نگاه میکنیم، با چالشی جدی مواجه میشویم؛ چالشی که نشان میدهد این انتساب فاقد هرگونه پشتوانه معتبر در متون دستاول تاریخی است.
این اشتباه از کجا نشأت گرفته و حقیقت ماجرا چیست؟ بررسی منابع معتبر و کهن نشان میدهد که مجروح شدن و درگذشت خلیفه دوم نه در ربیعالاول، بلکه در ماه ذیالحجه رخ داده است. این موضوع مورد اجماع مورخان شیعه و سنی است؛ به طوری که محمد بن جریر طبری در تاریخ مشهور خود بهصراحت تاریخ این واقعه را اواخر ذیالحجه سال ۲۳ هجری ذکر کرده است و ابن سعد نیز در کتاب «الطبقات الکبری» تاریخ درگذشت وی را در همان ماه ذیالحجه ثبت میکند. مهمتر از همه، شیخ مفید به عنوان یکی از استوانههای بلامنازع کلام و تاریخ شیعه، در کتاب «مَسارّ الشیعة» تصریح کرده است که خلیفه دوم در روز بیست و ششم ذیالحجه مجروح شد و در بیست و نهم همان ماه از دنیا رفت. این اجماع قاطع میان مورخان نشان میدهد که انتساب این واقعه به نهم ربیعالاول، از منظر آکادمیک و تاریخی کاملاً مردود است.
حال اگر این تاریخ اشتباه است، پس ریشه این شادمانی در نهم ربیعالاول چیست؟ راز این معما در یک تشابه اسمی و خلط وقایع نهفته است. بر اساس گزارشهای تاریخی، در جریان قیام مختار ثقفی، عمر بن سعد در روز نهم ربیعالاول به سزای اعمال خود رسید و کشته شد. این واقعه، موجی از شادی را در میان شیعیان و داغداران سیدالشهدا (ع) به همراه آورد و به عنوان روز انتقام از قاتلان کربلا در حافظه جمعی ثبت شد. متأسفانه در گذر زمان و در بستر فرهنگ شفاهی، نام عمر بن سعد با نام خلیفه دوم خلط شد و مناسبتِ کشته شدنِ قاتل امام حسین (ع)، جای خود را به روایتی نادرست و بیاساس داد.
این جابهجایی تاریخی، تنها یک خطای تقویمی ساده نیست. این مسئله در طول سالیان متمادی زمینهساز شکلگیری برخی مجالس و رفتارهای ناپسندی شده است که نهتنها با سیره وحدتآفرین، صبورانه و هدفمند اهلبیت (ع) در تضاد است، بلکه در جهان رسانهای امروز، به دستاویزی برای تفرقهافکنی و تخریب چهره تشیع تبدیل میشود.
از این رو، رسالت امروز نهادهای دینی، رسانهها و نخبگان جامعه، روشنگری و پیرایش دین از اینگونه پیرایههای غیرمستند است. ما نیازی به مناسبتهای مبهم و اختلافبرانگیز نداریم؛ نهم ربیعالاول، در ذات خود یک عید بزرگ و مستند است و آن، سالروز آغاز امامت قطب عالم امکان، حضرت بقیةالله الأعظم (عج) است. شایسته است با عبور از این خلط تاریخی، ظرفیتهای معرفتی و رسانهای خود را بر این مفهوم وحدتبخش، امیدآفرین و اصیل متمرکز کنیم و این روز را به عنوان نماد تجدید عهد با امام زمان (عج) و تلاش برای زمینهسازی ظهور ایشان پاس بداریم.
پینوشتها:
[۱] طبری، محمد بن جریر (۱۹۶۷ م)، تاریخ الرسل والملوک، بیروت: دارالتراث، ج۵، ص۲۲۵.
[۲] ابن سعد، محمد (۱۹۹۰ م)، الطبقات الکبری، بیروت: دارصادر، ج۳، ص۳۶۵.
[۳] مفید، محمد بن محمد بن نعمان (۱۴۱۴ ق)، مسارّ الشیعة فی مختصر تواریخ الشریعة، تحقیق: مهدی نجف، بیروت: دارالمفید، ص۲۳.
دبیرسرویس: #میثم_عربی
منبع : مهر
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد













دیدگاه