به گزارش قم پرس کتاب «مثلی» که حاصل مواجهه ۲۱ نویسنده با خبر شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی است، بهعنوان نخستین اثر، در ایوان شاهنامه باغ کتاب تهران رونمایی شد.
محمدمهدی شیخصراف، فعال فرهنگی و یکی از راویان کتاب «مثلی»، در آیین رونمایی از این اثر با اشاره به اهمیت ثبت روایتهای مربوط به شهادت رهبر شهید انقلاب گفت: اهمیت این کتاب، افزون بر شخصیت محوری آن و جایگاه تاریخی نخستین رهبر یک کشور که در دوران معاصر به شهادت رسیده، به علاقه و توجه ویژه ایشان به کتاب و کتابخوانی بازمیگردد.
وی افزود: رهبر شهید انقلاب کتاب را بسیار عزیز میدانستند و همواره مردم را به مطالعه تشویق میکردند. ایشان نویسندگان را به نوشتن آثار خوب ترغیب میکردند و به شیوههای مختلف به آنها اطلاع میدادند که آثارشان را خواندهاند یا درباره کتابشان نظر و دیدگاهی داشتهاند.
شیخصراف با اشاره به تأکید رهبر شهید بر ترویج کتابخوانی ادامه داد: ایشان تأکید کرده بودند که اگر بدانند با صحبت کردن درباره کتاب میتوانند مردم را به مطالعه تشویق کنند، روزی یک ساعت و نیم از وقت خود را صرف صحبت درباره کتاب و دعوت مردم به کتابخوانی خواهند کرد. ایشان مطالعه را هم یک امر ملی و هم یک فریضه دینی میدانستند؛ از همین رو، پرداختن به زندگی و شخصیت چنین فردی در قالب کتاب اهمیت ویژهای دارد.
این فعال فرهنگی با اشاره به طراحی فضای رونمایی گفت: برگزارکنندگان، کتاب «مثلی» را در بخشی از برنامه قرار دادهاند و ساعت ۹:۴۰ را روی ساعتِ تعبیهشده در این فضا تنظیم کردهاند. کنار هم قرار گرفتن ساعت، کتاب و لحظهای که به آن اشاره دارد، میتواند حامل پیامی معنادار باشد؛ پیامی درباره پیوند شخصیت رهبر شهید با کتاب و اهمیت ثبت روایت آن روز و ساعت شهادت.
وی درباره انتخاب ایوان شاهنامه باغ کتاب برای برگزاری این آیین نیز اظهار کرد: وقتی درباره قهرمان ملی صحبت میکنیم، ذهن ما بهطور طبیعی به شاهنامه پیوند میخورد. از سوی دیگر، این مراسم در فضای کتاب و زیر سقف باغ کتاب برگزار شده است؛ جایی که به نظر میرسد برای صحبت درباره کتاب و رونمایی از اثری با این موضوع، تناسب دارد.

ثبت جزئیات حوادث، مانع فراموشی روایتها در گذر زمان میشود
وجیهه سامانی، نویسنده و یکی از راویان کتاب «مثلی»، با اشاره به دشواری بازخوانی و ثبت خاطرات مربوط به حادثه شهادت رهبر شهید انقلاب، گفت: پس از گذشت چند ماه، بخش زیادی از جزئیات آن روزها را فراموش کرده بودم و برای بازسازی روایت خود، ناچار شدم به پیامها، تاریخها و گفتوگوهای خانوادگی رجوع کنم؛ چراکه ثبت دقیق این جزئیات برای ماندگاری آنها در تاریخ اهمیت دارد.
سامانی در آیین رونمایی کتاب «مثلی» با ابراز خرسندی از حضور در جمع نویسندگان و مشارکت در این اثر اظهار کرد: نوشتن این روایت برای من کار بسیار دشواری بود. پس از آن ۲۴ ساعت سخت، ذهنم بسیاری از لحظهها و جزئیات را از یاد برده بود و حتی پرسشهایی ساده درباره آن روزها، مانند اینکه چرا دخترم بیدار شده بود یا چرا خانواده سحری نخورده بودند، برایم بیپاسخ مانده بود.
وی ادامه داد: زمانی که پیشنهاد نوشتن این روایت مطرح شد، متوجه شدم بسیاری از جزئیات در ذهنم باقی نمانده است. به همین دلیل، پس از گذشت دو تا سه ماه، مانند یک محقق به سراغ بازسازی آن روزها رفتم؛ پیامهای گروهها را بررسی کردم، به تاریخها رجوع کردم و از خانواده کمک گرفتم تا بتوانم ترتیب اتفاقها و آنچه را در آن ساعات بر من گذشته بود، به یاد بیاورم.
این نویسنده با اشاره به دشواری نوشتن روایت از یک تجربه عاطفی سنگین گفت: نوشتن، بهویژه برای داستاننویسان، کار سادهای نیست؛ اما احساس میکنم نوشتن همین چند صفحه درباره آن حادثه، بهاندازه نوشتن چندین رمان از من انرژی گرفت.
سامانی ثبت روایتها را راهی برای حفظ جزئیات در حافظه تاریخی دانست و افزود: هرچه از یک واقعه فاصله میگیریم، روایت ما نیز ممکن است بهتدریج رنگوبوی داستانی بیشتری پیدا کند؛ هرچند همچنان بر مستندات تکیه داشته باشد. به همین دلیل، ثبت جزئیات در زمان مناسب اهمیت دارد تا آنچه بر افراد گذشته، در تاریخ باقی بماند.
وی درباره انگیزه خود از مشارکت در این مجموعه نیز گفت: از همان زمانی که متوجه شدم گروهی از نویسندگان قرار است روایتهای خود را در قالب این کتاب منتشر کنند، مشتاق بودم آثار دیگران را بخوانم. روایت خودم را بارها خواندهام و حالا بیش از هر چیز دوست دارم روایت ۲۰ نویسنده دیگر را نیز بخوانم.
سامانی در بخش پایانی سخنانش، متنی ادبی در سوگ رهبر شهید انقلاب خواند و با اشاره به گذشت ۲۲۵ روز از فقدان ایشان و برگزاری تجمعات شبانه، از دلتنگی برای صدای اطمینانبخش و سخنان امیدبخش او گفت.
در بخشی از این متن آمده است:
«۲۲۵ روز است که نداریمت؛ ۲۲۵ روز است که نفس مسیحاییات را کم داریم؛ ۲۲۵ روز است که از قاب شیشهای ندیدیمت و صدایت را نشنیدیم؛ که بعد از هر مصیبت و غم و اندوهی، به دلگرمیمان لب باز کنی و بگویی: اگر مقاومت کنید، پیروز خواهید شد؛ نترسید، آرام باشید. این چیزهایی که میبینید، حوادث طبیعی راه دشوار به سمت قله است.»
او در ادامه، با تأکید بر آموختن درس مقاومت از رهبر شهید انقلاب، این متن را چنین به پایان رساند:«شد ۲۲۵ روز که رفتهای، اما دیدی ما بچههای شیطان و بازیگوشت بالاخره آخرین درسی را که دادی، چه خوب یاد گرفتیم؛ که هرکدام ما موسی شدیم، که به نیل زدیم، که قیام کردیم، که کم نیاوردیم، که نترسیدیم و نه اندوهگین شدیم؛ که شدیم مصداق «مثلی لا یبایع مثلی» و زیر علم کسی غیرعباس نرفتیم. دیدی که ما مبعوث شدیم.»

«مثلی» ثبت لحظههایی است که هنوز از درک کامل آن فاصله داریم
محمدرضا شهبازی، مدیر انتشارات حافظه تاریخی ایرانی و یکی از راویان کتاب «مثلی»، با اشاره به دشواریهای نگارش و انتشار این اثر گفت: شاید مهمترین ویژگی «مثلی» ثبت لحظههایی باشد که افراد مختلف، از نویسنده و مجری تا کسانی که در شهرهای دیگر حضور داشتند، هنگام شنیدن خبر شهادت رهبر شهید انقلاب تجربه کردند؛ لحظههایی که هنوز برای درک کامل آنها به زمان نیاز داریم.
شهبازی در آیین رونمایی کتاب «مثلی» با اشاره به روند شکلگیری این اثر اظهار کرد: زمانی که مهدی پیرهادی ایده گردآوری روایتهای نویسندگان از لحظه شنیدن خبر شهادت حضرت آقا را مطرح کرد، تصورمان این بود که چون افراد زیادی تجربه مشترکی از این اتفاق داشتهاند، نوشتن درباره آن کار دشواری نخواهد بود؛ اما وقتی خودمان شروع به نوشتن کردیم، فهمیدیم ماجرا به این سادگی نیست.
وی افزود: یکی از دشواریهای این کار آن بود که انگار آن ۲۴ ساعت از روی نوار ذهنمان پاک شده بود. با نویسندگان صحبت میکردیم و درباره چگونگی نوشتن روایتها به جمعبندی میرسیدیم، اما گاهی خودمان هم از یادآوری اتفاقها تعجب میکردیم و از خودمان میپرسیدیم آیا واقعاً این لحظهها را گذراندهایم؟
مدیر انتشارات حافظه تاریخی ایرانی با اشاره به تجربه شخصی خود از شنیدن خبر گفت: حدود ساعت یک بامداد بود که مدیر شبکه دو با من تماس گرفت و خواست به شبکه بروم. پس از شنیدن خبر، مدتی بیحرکت نشسته بودم و نمیدانستم چه باید بکنم. وقتی همسرم متوجه شد اتفاقی افتاده و از من پرسید کجا میروم، ابتدا سعی کردم موضوع را پنهان کنم، اما در نهایت متوجه شد و بهشدت گریه کرد. من هم احساس کردم توان تسلیدادن او را ندارم و از خانه بیرون رفتم.
شهبازی ادامه داد: به جمع همکاران برنامه «زمانه» در شبکه دو پیوستم. آنجا جایی بود که میشد در کنار دوستان گریه کرد و از شدت اندوه، بیپرده احساسات را نشان داد. بااینحال، هنوز هم نمیدانم همکارانی که ساعتها برنامه را روی آنتن اجرا کردند، چگونه توانستند خودشان را کنترل کنند و آن فضا را شکل دهند.
وی با بیان اینکه شهادت رهبر انقلاب همه را با موقعیتی تازه روبهرو کرد، گفت: اگر ۲۴ ساعت پیش از آن اتفاق از ما میپرسیدند که در صورت شنیدن چنین خبری کجا خواهیم بود و چه واکنشی نشان خواهیم داد، هیچکدام نمیتوانستیم وضعیت خودمان را پیشبینی کنیم. پس از شنیدن خبر، با نسخه دیگری از خودمان روبهرو شدیم؛ وضعیتی که نه برای ما قابل تصور بود و نه دشمن میتوانست آن را پیشبینی کند.
این نویسنده و فعال فرهنگی با اشاره به ویژگی کتاب «مثلی» بیان کرد: نمیدانم این کتاب تا چه اندازه توانسته آن تجربه را به مخاطب منتقل کند، اما فکر میکنم مهمترین ویژگی آن، ثبت لحظهای تاریخی است. شاید این روایتها تحلیلهای تازه و پیچیدهای از تاریخ ارائه نکنند، اما ثبت میکنند که گروهی از آدمها در موقعیتهای متفاوت، از تهران تا شهرهای دیگر و حتی مناطق دورافتاده، در لحظه شنیدن خبر با چه چیزی مواجه شدند.
شهبازی افزود: به نظرم هنوز برای قضاوت نهایی درباره آنچه بر ما گذشت زود است. باید زمان بگذرد، اتفاقها در ذهنمان تهنشین شوند و بارها به آن ساعتها و لحظهها برگردیم تا بتوانیم تصویر روشنتری از آنچه رخ داد به دست آوریم.
وی با قدردانی از نویسندگانی که در تدوین کتاب مشارکت داشتند، گفت: برخی از دوستان به دلایل مختلف نتوانستند در نسخه نهایی کتاب حضور داشته باشند؛ بااینحال، ممکن است از میان نوشتههای آنها، زاویه دید یا منظری را انتخاب کرده باشیم که در روایت نهایی اثر تأثیر گذاشته باشد. این نیز بخشی از توفیق ثبت مقطعی مهم از تاریخ و حتی زندگی شخصی خودمان بود.
مدیر انتشارات حافظه تاریخی ایرانی با اشاره به دشواریهای انتشار این اثر اظهار کرد: فرایند چاپ کتاب نزدیک به سه ماه طول کشید. در این مدت، گاهی کاغذ در دسترس نبود، گاهی برای چاپ جلد با مشکل مواجه میشدیم و در مواردی نیز ناچار شدیم بهدلیل شرایط موجود، برخی انتخابهای اولیه را تغییر دهیم. خدا را شکر که در نهایت کتاب منتشر شد.
وی با بیان اینکه افزایش قیمت کاغذ و هزینههای چاپ بر روند تولید کتاب تأثیر گذاشته است، افزود: بهدلیل افزایش حجم کتاب و بالا رفتن هزینهها، ناچار شدیم نوشته برخی از نویسندگان را در نسخه نهایی منتشر نکنیم. این تصمیم برای ما آسان نبود، اما شرایط چاپ و قیمت تمامشده کتاب چنین محدودیتهایی ایجاد میکرد.
شهبازی ادامه داد: «مثلی» نخستین کتابی است که با نام انتشارات حافظه تاریخی ایرانی مجوز گرفته و منتشر شده است؛ برای ما اهمیت داشت که آغاز فعالیت نشر با اثری همراه باشد که روایتهای نویسندگان و چهرههای آشنا از لحظه شنیدن خبر شهادت رهبر شهید انقلاب را گرد هم آورده است.

روایتی از ابعاد کمتر شناختهشده رهبر شهید
این نویسنده در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به خاطرات خود از دیدار با رهبر شهید انقلاب گفت: یکی از شیرینترین لحظههای زندگیام زمانی بود که ایشان پس از نماز ظهر، در دیداری که پس از انتشار کتابی درباره خراسان شمالی داشتیم، من را بهعنوان نویسنده کتاب معرفی کردند. اینکه نامم را از زبان ایشان شنیدم و دیدم مرا با عنوان نویسنده خطاب میکنند، برایم افتخار بزرگی بود.
شهبازی همچنین به دیداری در زمستان سال ۱۳۹۶ اشاره کرد که در آن جمعی از فعالان فرهنگی و اعضای دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی حضور داشتند. به گفته او، در این جلسه قطعهای طنز با ریتم تند برای حاضران پخش شد و برخی از افراد حاضر نگران واکنش رهبر شهید انقلاب بودند.
وی با بیان اینکه حاضران منتظر بودند بدانند واکنش ایشان به این اثر چه خواهد بود، گفت: همه نگران بودیم که آیا اجازه داده میشود این نوع موسیقی طنز در آن فضا پخش شود یا نه. این خاطره برای من نمونهای از ابعاد کمتر شناختهشده شخصیت ایشان است؛ ابعادی که به اعتقاد من، اگر فرصت بازگویی و انتشار پیدا کنند، میتوانند تصویر دقیقتری از شخصیت او به مخاطبان ارائه دهند.
شهبازی افزود: خاطرات و روایتهای پراکندهای از جنبههای مختلف زندگی و دیدگاههای ایشان وجود دارد که برای شناخت دقیقترشان باید زمان بگذرد، افراد بنویسند، خاطرات نقل شود و اسناد در اختیار پژوهشگران قرار گیرد. کتاب «مثلی» نیز یکی از قدمها برای ثبت بخشی از این تجربه تاریخی است.
وی با تأکید بر نقش تربیتی رهبر شهید انقلاب در زندگی نسلهای مختلف گفت: بسیاری از ما در سالهای گذشته از سخنان و توصیههای ایشان تأثیر گرفتهایم؛ از کتابخوانی و توجه به زبان فارسی گرفته تا حمایت از تولیدات ایرانی. امیدوارم نویسندگان و ناشران بتوانند در ادامه، ابعاد کمتر دیدهشده زندگی این شخصیت را روایت کنند و آن را در معرض دید مخاطبان قرار دهند.
مدیر انتشارات حافظه تاریخی ایرانی در پایان با اشاره به وضعیت فروش کتاب و دشواریهای فعالیت ناشران، از مخاطبان خواست خرید کتاب را در اولویت قرار دهند.
وی گفت: ناشران با هزینههای سنگین تولید و تعهدات مالی روبهرو هستند و کاهش فروش، ادامه فعالیت آنها را دشوار میکند. امیدوارم مخاطبان با خرید کتاب از ناشران حمایت کنند تا امکان انتشار آثار بیشتر و ثبت روایتهای مهم فرهنگی و تاریخی فراهم بماند.
«مثلی» روایت لحظههایی است که ما را با نسخه دیگری از خودمان روبهرو کرد
محسن آزادی، مجری برنامه «زمانه» و یکی از راویان کتاب «مثلی»، با اشاره به دشواری اجرای برنامه تلویزیونی در ساعات پس از اعلام خبر شهادت رهبر شهید انقلاب گفت: ثبت این لحظهها اهمیت زیادی دارد؛ چراکه ما تجربهای را پشت سر گذاشتیم که پیش از وقوع، حتی تصورش را هم نمیکردیم و در جریان آن، با ابعاد تازهای از خودمان روبهرو شدیم.
آزادی در آیین رونمایی کتاب «مثلی» با اشاره به حضور نام خود در میان راویان این اثر اظهار کرد: خودم را در میان نویسندگانی که آثارشان در این کتاب ثبت شده، چندان صاحب سابقهای نمیدانم و تاکنون اثر مستقلی از من منتشر نشده است. دوستان لطف داشتند و با توجه به تجربهای که در آن شرایط دشوار و هنگام اداره آنتن شبکه دو داشتیم، پیشنهاد کردند روایت خود را ثبت کنیم و من هم پذیرفتم.
وی با اشاره به شکلگیری برنامه «زمانه» در جریان جنگ ۱۲روزه افزود: این برنامه از حدود یک ساعتونیم پس از نخستین اصابتها در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ با شکل و شمایل تازهای روی آنتن رفت. بعدها، زمانی که قرار شد برنامه در سحرهای ماه رمضان نیز ادامه پیدا کند، به فکر ایجاد تنوع در محتوا افتادیم و تصمیم گرفتم داستانی دنبالهدار بنویسم که هر شب بخشی از آن برای مخاطبان خوانده شود.
این مجری تلویزیون ادامه داد: در ابتدا قرار بود هر شب، حالوهوای معنوی سحر را در قالب متنی کوتاه روایت کنیم. اما پس از پیشنهاد مدیر برنامه، داستان بهتدریج شخصیت پیدا کرد و ماجرای پیرمردی شکل گرفت که سحرگاه به مسجد محله میرفت و با جوانی گفتوگو میکرد. من حدود نیمهشب به استودیو میآمدم و با تأمل، بخش تازهای از داستان را مینوشتم.
آزادی با اشاره به مضمون گفتوگوهای این پیرمرد و جوان گفت: پیرمرد در خلال داستان درسهایی به جوان میداد؛ از جمله اینکه در این عالم نباید عجله کرد و همهچیز از یقین سرچشمه میگیرد. وقتی امروز آن ۳۰ قسمت را دوباره مرور میکنم، میبینم که انگار این درسها، پیش از آنکه خودم بدانم، مرا برای مواجهه با خبر شهادت رهبر شهید انقلاب آماده میکردند.

روایت لحظهای که تصورش را نمیکردیم
وی با بیان اینکه سخن گفتن از فقدان شخصیتی که فرد سالها با باور و علاقه به او زندگی کرده، دشوار است، اظهار کرد: ما حدود ۲۳ یا ۲۴ روز پیش از آن اتفاق، دیداری با رهبر شهید انقلاب داشتیم. وقتی حوالی نیمهشب خبر را به ما دادند، تلاش میکردم گریه نکنم و حتی لبم را آنقدر گاز گرفتم که دهانم خون آمد؛ چون احساس میکردم اگر در آن لحظه کنترل خودم را از دست بدهم، اتفاق دیگری میافتد.
آزادی ادامه داد: شرایط برای مجریانی که باید روی آنتن میماندند، بسیار دشوار بود. ما در خانه میتوانستیم گریه کنیم، اما در تلویزیون باید برنامه را اداره میکردیم و اجازه نمیدادیم اندوه، کنترل اجرا را از بین ببرد. از سوی دیگر، صدای شادی و هلهلهای که از اطراف استودیو به گوش میرسید، شرایط را دشوارتر میکرد.
وی افزود: به یاد دارم که همکاران را در استودیو جمع کردند و درباره نحوه ادامه برنامه توضیح دادند. تصور کنید درحالیکه هنوز لباس عزا نپوشیدهاید و خبر نیز در آن لحظات برای همه بهطور کامل روشن نشده است، باید مقابل دوربین قرار بگیرید و برنامه را اجرا کنید. این تجربه برای مجریانی که ساعتها روی آنتن بودند، بسیار سنگین بود.
این راوی کتاب «مثلی» با اشاره به دشواری پذیرش فقدان رهبر شهید انقلاب گفت: ما پیش از آن، حتی تصور روشنی از جمهوری اسلامی پس از ایشان نداشتیم. شاید این تصور برای دیگران عجیب باشد، اما بخشی از تجربه درونی ما بود. آن روزها، روزهای اضطراب و فشار روحی بسیاری از افراد، از مجریان و خبرنگاران گرفته تا نویسندگان و دیگر فعالان رسانهای بود؛ تجربهای که باید درباره آن روایت کرد.
«مثلی» و ضرورت ثبت تجربههای تاریخی
آزادی با اشاره به اهمیت روایتگری در ثبت وقایع تاریخی بیان کرد: روایت از سادهترین شکلهای بیان آغاز میشود؛ وقتی کودک میگوید «بابا آمد»، روایت شکل گرفته است. زندگی ما پر از روایت است و همین روایتها هستند که تجربهها را منتقل میکنند. در میان روایتهای فراوانی که از آن روزها وجود دارد، کتاب «مثلی» تلاش میکند بخشی از تجربه افراد را از لحظه شنیدن خبر شهادت رهبر شهید انقلاب ثبت کند.
وی ادامه داد: باید روایت کنیم که در آن ساعات چه بر ما گذشت و چگونه توانستیم آن شرایط را تحمل کنیم. شاید پیش از آن هرگز حاضر نبودیم به چنین موقعیتی فکر کنیم، اما با آن روبهرو شدیم. این تجربهها بخشی از مسیر زندگی ما شدند و بر نگاه و باورمان تأثیر گذاشتند.
این مجری تلویزیون با تأکید بر نقش تجربههای دشوار در شکلگیری شخصیت انسان گفت: ما در طول سالها از سخنان و حضور رهبر شهید انقلاب تأثیر گرفتیم و پس از شنیدن خبر شهادت و در روزهای بعد نیز با تجربههای تازهای روبهرو شدیم. به نظرم ثبت این لحظهها کمک میکند تا آنچه بر ما گذشته، در حافظه تاریخی باقی بماند.
آزادی در بخش پایانی سخنانش به تأثیر تجربه نگارش روایت «مثلی» بر مسیر نویسندگی خود اشاره کرد و گفت: پیش از این، گاهی ترانههایی با حالوهوای تلخ مینوشتم و گاهی سراغ موضوعات سیاسی یا عاشقانه میرفتم؛ اما این تجربه باعث شد درباره جنس نوشتار و کلمههایم دوباره فکر کنم.
وی افزود: حالا اگر بخواهم بنویسم، دوست دارم در کلماتم ردی از خون سیدعلی حسینی خامنهای باشد. حتی اگر بخواهم از عشق بنویسم، شاید بهجای فراق، از وصال بنویسم. احساس میکنم این تجربه، نگاهم به نوشتن را تغییر داده است.
روایت لحظه شهادت رهبر انقلاب، بزرگترین مسئولیت رسانهای زندگیام بود
محمدامین سلیمی، مجری برنامه «زمانه» و یکی از راویان کتاب «مثلی»، با اشاره به تجربه اجرای برنامه تلویزیونی در ساعات پس از اعلام خبر شهادت رهبر شهید انقلاب گفت: روایت آن لحظهها برای من بزرگترین مسئولیت رسانهای زندگیام بود؛ لحظههایی که نهتنها در حافظه شخصی ما، بلکه در تاریخ شفاهی جامعه ثبت شدهاند.
سلیمی در آیین رونمایی کتاب «مثلی» با بیان اینکه خود را در مقایسه با دیگر نویسندگان این مجموعه شایسته حضور در کنار آنها نمیداند، اظهار کرد: سابقه جدی در نویسندگی ندارم و به دعوت دوستان، تجربهام از آن ساعات دشوار را ثبت کردم. شاید روایت من از نظر ادبی کیفیت بالایی نداشته باشد، اما آنچه برایم اهمیت داشت، ثبت تجربهای بود که در آن حضور داشتم.
وی با اشاره به اینکه برخلاف برخی افراد، جزئیات آن روزها را بهخوبی به یاد دارد، افزود: از اتفاقهای آن ۲۴ ساعت، سکانس به سکانس و فریم به فریم خاطرم هست؛ از لحظههایی که در استودیو گذشت تا زمانی که خبر شهادت رسماً اعلام شد و ما باید اجرای برنامه را ادامه میدادیم.
این مجری تلویزیون ادامه داد: ساعت ۱۱ شب بود که صدای هلهله از بیرون استودیو به گوش رسید. من و محسن آزادی بیرون رفتیم تا ببینیم چه اتفاقی افتاده است. حتی شوخیها و خندههای آخر آن ساعات را به یاد دارم؛ زمانی که هنوز خبر بهصورت رسمی اعلام نشده بود و نمیدانستیم دقیقاً چه چیزی در انتظار ماست.

سلیمی با اشاره به لحظات پیش از اعلام رسمی خبر گفت: حدود ساعت سه بامداد ما را جمع کردند و گفتند خبر را اعلام خواهند کرد و باید برای ساعت پنج آماده باشیم. حوالی سهونیم، زمانی که دوباره به آنتن رفتیم، دستم را روی شانه محسن آزادی گذاشتم و گفتم: «محسن، خدا در ما چه دید که این مسئولیت را روی دوش ما گذاشت؟»
وی افزود: در ساعت پنج، هنگام صحبت درباره مسئولیت و رسالت رهبر شهید انقلاب، به این فکر میکردم که چگونه باید از شخصیتی سخن بگوییم که سالها با باورها و علاقهمان به او زندگی کردهایم و اکنون خبر فقدانش را اعلام میکنیم. اجرای برنامه در چنین شرایطی، تجربهای بسیار سنگین بود.
سلیمی با تأکید بر اهمیت روایتگری رسانهای بیان کرد: آنچه در استودیو و مقابل دوربین اتفاق افتاد، بخشی از حافظه تاریخی و تاریخ شفاهی ماست. هنوز هم بسیاری از مردم، خبر رحلت امام خمینی(ره) را با صدای مجری تلویزیون محمدرضا حیاتی به یاد میآورند. صدای مجری و روایت او از یک واقعه، بخشی از تصویری میشود که نسلهای بعد از آن رویداد در ذهن دارند.
وی ادامه داد: برای من اهمیت داشت که در این کتاب مشارکت کنم؛ زیرا شاید سالها بعد، کسی بخواهد بداند مردم در مواجهه با فقدان شخصیتی که برایشان اهمیت داشت، چه احساسی داشتند و چگونه زندگی را ادامه دادند. ثبت این تجربهها میتواند نشان دهد افراد در یکی از دشوارترین لحظههای زندگیشان چگونه با واقعیت روبهرو شدند و مسیر خود را ادامه دادند.
این مجری تلویزیون با اشاره به تجربههای حرفهای خود در حوزه رسانه گفت: سالهای فعالیت رسانهای من با تجربههای مختلف و دشواری همراه بوده است؛ اما اینکه پس از طی آن مسیر، در چنین لحظهای حضور داشته باشم و بخشی از این واقعه را روایت کنم، برایم معنای خاصی دارد. احساس میکنم ثبت این تجربه، بخشی از مسئولیتی بود که در آن مقطع بر عهدهام قرار گرفت.
سلیمی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به دیدار با خانوادههای شهدا گفت: در سفرهایی که برای دیدار با خانواده شهدا داشتهایم، بارها با روایتهایی روبهرو شدهایم که درک ما از رنج و فقدان را تغییر داده است. در یکی از این دیدارها، خانواده شهیدی را ملاقات کردیم که پدرش هنگام اصابت موشک در کنار او حضور داشت. بنا بر آنچه برایمان روایت شد، پدر مدتی در شرایطی دشوار در جستوجوی پیکر فرزندش بود.
وی افزود: در دیدار با خانواده شهدا، گاهی به آنها میگویم که تحمل چنین مصیبتی و تجربه اندکی از رنجی که در تاریخ اهلبیت(ع) روایت شده، میتواند برای انسان معنای خاصی داشته باشد. من پیش از این، با وجود حضور مداوم در هیئت و آشنایی با روضههای اهلبیت(ع)، درک کاملی از بعضی ابعاد این مصائب نداشتم؛ اما تجربه فقدان و اندوه در آن ساعات، باعث شد معنای برخی از این روایتها را با احساس دیگری درک کنم.
این راوی کتاب «مثلی» ادامه داد: آن شب، وقتی از استودیو بیرون آمدیم، احساس میکردم اندوهی سنگین را با خود حمل میکنم. هنوز هم وقتی به آن لحظهها فکر میکنم، سنگینی آن تجربه را احساس میکنم. شاید یکی از معناهای این تجربه برای من، درک اندکی از همدردی با کسانی باشد که فقدان عزیزانشان را تجربه کردهاند
سلیمی با اشاره به مسئولیت رسانه در روایت رنج انسانها گفت: امیدوارم کار رسانهای ما بتواند در ثبت این تجربهها و انتقال آنها به دیگران سهمی داشته باشد. اگر روایت یک واقعه بتواند به همدردی با انسانهای رنجدیده کمک کند، همین برای من ارزشمند است.
وی در پایان با اشاره به روایتی از امام علی(ع) درباره کارهایی که موجب کفاره گناهان بزرگ میشوند، ابراز امیدواری کرد فعالیت رسانهای و روایت رنج انسانها بتواند در خدمت همدلی، ثبت حقیقت و انتقال تجربههای انسانی قرار گیرد.

سمیه عالمی در آیین رونمایی کتاب «مثلی» با اشاره به دشواری نوشتن از تجربه شخصی خود در مواجهه با خبر شهادت رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: سخن گفتن از شخصیتی که زندگیاش روایتی تماموکمال است و ادعا کردن اینکه میتوان بخشی از این روایت را از منظر خود بازگو کرد، کار آسانی نیست؛ بهویژه آنکه این شخصیت، پیشتر در دورههای مختلف زندگی خود، از جوانی در مشهد تا سالهای حضور در عرصه سیاست، دیدگاهها و تجربههایش را بیان کرده است.
وی افزود: یکی از نکات مهم این کتاب، کنار هم قرار گرفتن روایتهای ۲۱ نفر است؛ روایتهایی که هرکدام از زاویهای متفاوت به یک اتفاق مشترک نگاه میکنند و در کنار یکدیگر تصویری گستردهتر از آن روزها میسازند.
عالمی با اشاره به نگرانی خود درباره آینده پس از فقدان رهبر شهید انقلاب گفت: پیش از این اتفاق، همیشه به این فکر میکردم که راهبری این جبهه بزرگ، که امروز میتوان آن را جبههای تمدنی دانست، بر عهده مردی ۸۶ ساله است و ممکن است هر لحظه عمر او به پایان برسد. من هم از اینکه این شکوه تجسمیافته در وجود یک انسان، سرانجامی جز شهادت داشته باشد نگران بودم و هم از روز شهادت او میترسیدم.
این نویسنده ادامه داد: ترس اصلی من نه از جنگ بود و نه از احتمال شکست؛ بلکه از گمگشتگی پس از سیدعلی خامنهای، بهعنوان راهبر این جبهه تمدنی، میترسیدم. بااینحال، اعتراف میکنم پایان باشکوهی که برای زندگی او رقم خورد، دست ما را گرفت و نگذاشت راه را گم کنیم؛ چراکه حتی در پایان این روایت نیز به کلام و سنت روایی شیعی و ایرانی متصل شدیم.
وی با بیان اینکه در روایت خود به ترس از مواجهه با فقدان و گم کردن نشانیهای جهان پس از رفتن چنین شخصیتی پرداخته است، گفت: آنچه در کتاب آوردهام، بیش از هر چیز، بازتاب همین نگرانی و مواجهه با خلأیی است که پس از فقدان یک شخصیت اثرگذار ایجاد میشود.
عالمی با اشاره به اینکه هر انسانی به اندازه توان و وسع خود آزموده میشود، درباره تجربهاش پس از شنیدن خبر شهادت رهبر انقلاب بیان کرد: تصور میکردم پس از شنیدن این خبر، دیگران باید مرا از زمین بلند کنند؛ اما شرایط بهگونهای پیش رفت که توانستم دیگران را آرام کنم و به آنها بگویم اکنون زمان آن است که هرکس وسع و توان خود را نشان دهد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: شاید یکی از حکمتهای چنین پایانبندیهایی همین باشد که پس از فقدان، مسئولیت بخش بعدی روایت بر عهده ما قرار میگیرد؛ ما باید آنچه را رخ داده، روایت کنیم و اجازه ندهیم مسیر پیش رو با گمگشتگی همراه شود.

پس از فقدان رهبر شهید، فرصت سوگواری نداشتیم؛ باید میدان را حفظ میکردیم
حامد اشتری در آیین رونمایی کتاب «مثلی» با تشبیه ادبیات به آینه اظهار کرد: روایت در قالب ادبیات، همچون آینهای است که اتفاقات، اشخاص و مسائل را بازتاب میدهد؛ اما وقتی آنچه قرار است بازتاب دهد از اندازه و ظرفیت آینه بزرگتر باشد، تصویر آن ناگزیر ناقص خواهد بود. برای بازنمایی چنین عظمتی باید آینههای متعددی در کنار هم قرار بگیرند تا هرکدام بخشی از آن را نشان دهند.
وی افزود: به گمانم همه نویسندگان این کتاب بر این موضوع اتفاقنظر داریم که در بازنمایی شخصیت رهبر شهید انقلاب ناتوانیم؛ بااینحال، تلاش برای روایت او وظیفه ماست و باید این کار را انجام دهیم.
اشتری با اشاره به یکی از ابعاد مهم شهادت رهبر انقلاب که به اعتقاد او نیازمند توجه بیشتر نویسندگان، ناشران و هنرمندان است، گفت: این اتفاق، ضعف ما در توحید را آشکار کرد. پیش از آن، گاهی بیش از اندازه به حضور و حمایت او تکیه کرده بودیم و تصور میکردیم با وجود چنین پشتیبانی، نگرانی کمتری خواهیم داشت؛ اما پس از شهادت او، عیار اتکای ما به خداوند محک خورد.
این نویسنده با اشاره به دشواری مواجهه با فقدان رهبر شهید ادامه داد: ما حتی در عرصه قلم و زندگی شخصی خود نیز فرصت کافی برای سوگواری پیدا نکردیم. گویی پدری دلسوز و مراقب را از دست داده بودیم؛ پدری که آنقدر با دقت مراقب ما بود که گاهی فراموش میکردیم باید خودمان روی پای خود بایستیم.
وی با توصیف شرایط پس از این فقدان بیان کرد: هنوز فرصت نکرده بودیم سر بر زانو بگذاریم و گریه کنیم که صدایی ما را به حرکت فرامیخواند؛ اینکه زمان گریه نیست و دشمن پشت در ایستاده است. وقتی ناخدای کشتی از میان ما رفته، مسئولیت آن را به ما سپردهاند. در چنین شرایطی باید مبعوث شویم، خیابان را حفظ کنیم و در میدان بمانیم.
اشتری تأکید کرد: این تجربه، فقدانی متفاوت از دیگر تجربههای زندگی ما بود؛ فقدان رهبری که نقش پدری مراقب را برای بسیاری از ما داشت. به همین دلیل است که معتقدم اکنون باید روایتها نوشته شوند و کتابها و رمانهای بیشتری شکل بگیرند تا ثبت شود در دوران او بر ما چه گذشت، او چگونه ما را تربیت کرد و در لحظه مواجهه با این فقدان چه تجربهای داشتیم.
وی با اشاره به اینکه بسیاری از افراد از فراموشی جزئیات آن ساعات سخن گفتهاند، افزود: باید روایت کنیم تا این لحظات ثبت و ضبط شوند؛ بهویژه آنکه بسیاری از ما در آن شرایط، بهجای آنکه دیگران را آرام کنیم، خودمان به تکیهگاه نیاز داشتیم.
این نویسنده در پایان با قدردانی از محمدرضا شهبازی و دیگر دستاندرکاران انتشار کتاب «مثلی» گفت: میدانم این دوستان کار خود را با بودجهای بسیار محدود آغاز کردند و در بخشهای مختلف با دشواریهایی روبهرو بودند. امیدوارم خداوند به فعالیت آنها و دیگر مجموعههایی که در این مسیر کار میکنند، برکت بدهد. انجام این کار وظیفه نهادهای مختلف است و باید از کسانی که با وجود محدودیتها برای ثبت این روایتها تلاش کردهاند، قدردانی کرد.

دبیرسرویس: #میثم_عربی
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه