کد خبر: 469761
۰
۰
نسخه چاپی

چرا رنج‌های اقتصادی روح‌الله به همراهی با آشوبگران ۱۴۰۱ نرسید؟

، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: شهید روح‌الله عجمیان، جوان ۲۷ساله‌ای که نامش با اغتشاشات آبان‌ماه ۱۴۰۱ گره خورده است، در کنار واقعه شهادتش، زندگی و شخصیتی دارد که شناخت آن می‌تواند ابعاد دیگری از این شهید را برای مخاطب روشن کند. او از ۱۲سالگی فعالیت خود را در بسیج آغاز کرده بود و در کنار اشتغال، در فعالیت‌های فرهنگی، امور خیریه و کمک به نیازمندان نیز مشارکت داشت. نزدیکانش از جوانی متعهد، خوش‌رفتار و خانواده‌دوست یاد می‌کنند که در زندگی روزمره نیز روحیه خدمت و مسئولیت‌پذیری را دنبال می‌کرد.

با این حال، آنچه شهادت روح‌الله را برای خانواده‌اش به تجربه‌ای تلخ و فراموش‌نشدنی تبدیل کرد، تنها فقدان فرزند نبود، بلکه چگونگی جان‌باختن او و رنجی بود که در واپسین لحظات زندگی متحمل شد. پدرش که خود از رزمندگان دوران دفاع مقدس و جانباز شیمیایی است، در پاسخ به افرادی که برای جلب رضایت خانواده مراجعه کرده بودند، با اشاره به زنده بودن و رنج کشیدن فرزندش تأکید کرد که نمی‌توان روح‌الله را به شیئی بی‌جان تشبیه کرد. مادر شهید نیز ضمن اشاره به آرزوی دیرینه فرزندش برای شهادت، از رنجی سخن گفته است که نحوه شهادت او بر خانواده تحمیل کرد.

اکنون کتاب «نام تو پیراهنم» به قلم فاطمه مهرابی، با روایت زهرا عجمیان، خواهر شهید، به بازخوانی زندگی و شخصیت روح‌الله می‌پردازد. این اثر تلاش دارد با عبور از تصاویر لحظه شهادت، مخاطب را با خاطرات خانوادگی، روابط عاطفی، ویژگی‌های فردی و باورهای این شهید آشنا کند؛ وجوهی از زندگی او که در شناخت چرایی انتخاب‌ها و مواضعش نیز اهمیت دارند.

۱۲ آبان، سالگرد شهادت روح‌الله عجمیان است و به همین مناسبت با فاطمه مهرابی، نویسنده کتاب «نام تو پیراهنم»، درباره چگونگی شکل‌گیری این اثر، روایت زندگی شهید از زبان خواهرش و ابعاد کمتر روایت‌شده شخصیت او گفت‌وگو کردیم.

* با توجه به اینکه پیش‌تر زندگی شهید روح‌الله عجمیان در اثری دیگر از زبان پدر ایشان روایت شده بود، چه ظرفیت‌ها و ابعاد تازه‌ای در روایت خواهر شهید وجود داشت که تصمیم گرفتید در کتاب «نام تو پیراهنم» زندگی او را از دریچه نگاه خواهرش بازگو کنید؟

بله، من آن کتاب را خوانده بودم و اتفاقاً با شیوه مصاحبه و نگارش آن هم آشنایی داشتم. با احترام به نویسنده این اثر، معتقدم با دو شیوه متفاوت روایت مواجه هستیم. من اساساً با داستانی‌نویسی درباره زندگی شهید و خانواده او، به‌ویژه زمانی که ظرفیت و ماجراهای واقعی بسیاری برای روایت وجود دارد، موافق نیستم. به نظرم وقتی تخیل وارد چنین آثاری می‌شود، امتیاز مستند بودن وقایع را از دست می‌دهیم؛ چراکه مخاطب دیگر نمی‌داند کدام بخش روایت واقعاً اتفاق افتاده و کدام بخش حاصل تخیل نویسنده است.

نکته دیگر اینکه معتقدم نویسنده‌ای که می‌خواهد اثری تأثیرگذار خلق کند، حتماً باید دست‌کم یک‌بار با راوی خود گفت‌وگو کرده باشد. اگر چنین ارتباط مستقیمی شکل نگرفته باشد، به نظرم در هر سطحی که اثر نوشته شده باشد، این مسئله یک نقطه ضعف محسوب می‌شود. به همین دلیل، من از ابتدا اصرار داشتم روایت خودم بر پایه مصاحبه‌های مستقیم، پژوهش میدانی و واقعیت‌های مستند شکل بگیرد.

چرا رنج‌های اقتصادی روح‌الله به همراهی با آشوبگران ۱۴۰۱ نرسید؟

از سوی دیگر، شهادت روح‌الله در سال ۱۴۰۱ با وقایعی گره خورده بود که دست‌کم در شعارهای مطرح‌شده در آن روزها، مسئله زن را در مرکز توجه قرار می‌داد. به همین دلیل احساس کردم روایت یک زن از زندگی روح‌الله می‌تواند حرف‌های متفاوتی برای آن روزها داشته باشد.

به‌ویژه اینکه رابطه زهرا و روح‌الله، صمیمیت میان آن‌ها، شناخت متقابلشان و تأثیری که بر یکدیگر داشتند، ظرفیت بسیار خوبی برای شناخت ابعاد شخصیتی این شهید فراهم می‌کرد؛ ظرفیتی که می‌توانست از دریچه نگاه یک زن و از خلال تجربه‌های مشترک این دو روایت شود.

* مخاطبی که تصاویر شهادت روح‌الله عجمیان را دیده، ممکن است تصور کند او را می‌شناسد؛ اما کتاب شما از کودکی، روابط خانوادگی و خاطرات شخصی او آغاز می‌شود. چه چیزی در این روایت خانوادگی وجود دارد که تصاویر لحظه شهادت نمی‌توانند به مخاطب منتقل کنند؟

تصاویر لحظه شهادت، هرقدر هم تکان‌دهنده باشند، تنها چند لحظه از سرنوشت یک انسان را نشان می‌دهند، نه تمام زندگی او را. من دلم می‌خواست مخاطب پیش از رسیدن به آن تصاویر و اتفاق تلخ، خود روح‌الله را بشناسد؛ کودکی‌ها، شیطنت‌ها، خانواده، سختی‌هایی که تجربه کرده و محبتی که در فضای خانه‌شان جریان داشته است.

قهرمان‌ها در دل همین زندگی‌های معمولی شکل می‌گیرند و در لحظات خاص، انتخاب‌هایی متفاوت انجام می‌دهند. فکر می‌کنم اگر مخاطب در طول کتاب با روح‌الله زندگی کرده باشد، وقتی به ماجرای شهادتش می‌رسد، دیگر صرفاً با تصویر یک اتفاق تلخ مواجه نمی‌شود؛ بلکه با سرنوشت انسانی روبه‌روست که او را شناخته، با زندگی‌اش همراه شده و حالا برایش عزیز است.

* نام «نام تو پیراهنم» چه نسبتی با محتوای کتاب دارد؟ این عنوان از کدام خاطره یا مفهوم شکل گرفت؟

عنوان کتاب با مشورت اقای مرتضی سرهنگی انتخاب شد. ایشان پیشنهادهایی داشتند و پس از گفت‌وگویی که با هم انجام دادیم، با کمی تغییر به عنوان «نام تو پیراهنم» رسیدیم. پس از پایان نگارش نیز کتاب را با دقت مطالعه کردند و نکات ارزشمندی مطرح کردند که در پرداخت نهایی اثر بسیار کمک‌کننده بود. من در تمام این مسیر، شاگردیِ شیفته نگاه ظریف و منش ایشان بودم و دوست داشتم نام کتاب هم، از میان پیشنهادهای ایشان انتخاب شود.

چرا رنج‌های اقتصادی روح‌الله به همراهی با آشوبگران ۱۴۰۱ نرسید؟

اما این عنوان برای من دو وجه داشت. «روح‌الله» هم نام شهید است و هم یادآور نام امام خمینی(ره) و مسیری که روح‌الله عجمیان به آن باور داشت. از سوی دیگر، عنوان کتاب از زاویه نگاه زهرا انتخاب شده است؛ خواهری که انگار پس از شهادت برادر، نام او را مثل پیراهنی به تن می‌کند تا بتواند رنج نبودنش را تحمل کند. روح‌الله در زمان حیاتش بسیار مراقب زهرا بود و هوای او را داشت. حالا انگار نامی که از او به یادگار مانده، همچنان مثل پوششی از خواهرش مراقبت می‌کند و هوادار اوست.

* با توجه به اینکه تصاویر و روایت‌های مربوط به شهادت روح‌الله عجمیان از سوی رسانه‌های معاند با تحریف و دستکاری همراه بود، این لحظه را در کتاب چگونه و با تکیه بر تجربه و احساسات خواهر شهید روایت کردید تا مخاطب با واقعیت آنچه بر روح‌الله و خانواده‌اش گذشت، مواجه شود؟

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های من در نگارش این کتاب، راستی‌آزمایی روایت‌ها بود. ما صرفاً به شنیده‌ها اکتفا نکردیم؛ با افراد مختلف گفت‌وگو کردیم و حتی با همراهی محمد خانجانی به محل واقعه رفتیم و از شاهدان خواستیم اتفاقات را در همان محل دوباره روایت کنند.

اما نکته مهم برای من این بود که چیزی را که از صحت آن اطمینان ندارم، به‌عنوان واقعیتی قطعی ننویسم. برای مثال، درباره علت پیاده شدن روح‌الله از خودرو در روز شهادت و اتفاقاتی که در ادامه باعث گرفتار شدن او در دام آشوبگران شد، روایت‌ها و حدس‌های متفاوتی وجود داشت. من ترجیح دادم در این مورد قضاوت قطعی نکنم و چیزی را که از آن مطمئن نیستم، وارد روایت نکنم.

از سوی دیگر، برایم اهمیت داشت که ماجرا صرفاً به لحظه شهادت محدود نماند. مخاطب باید می‌دید این اتفاق چه تأثیری بر زندگی خانواده و به‌ویژه زهرا گذاشته است؛ اینکه پس از آن واقعه، بر زندگی و روابط اعضای خانواده چه گذشته است.

چرا رنج‌های اقتصادی روح‌الله به همراهی با آشوبگران ۱۴۰۱ نرسید؟

در مجموع، تلاش کردم از ورود به بخش‌هایی که بر حدس و گمان استوارند، پرهیز کنم و برای تأثیرگذاری بیشتر، چیزی به تلخی واقعه اضافه نکنم. به نظرم خود حقیقت به‌اندازه کافی سنگین، تلخ و تأثیرگذار است و برای روایت شدن نیازی به اغراق ندارد.

* اگر لحظه شهادت روح‌الله را از زندگی‌اش کنار بگذاریم، چه ویژگی‌هایی در شخصیت و سبک زندگی او وجود داشت که نشان می‌داد با جوانی متفاوت روبه‌رو هستیم؟

یکی از کلیدواژه‌های پررنگی که پس از مرور مصاحبه‌ها به آن رسیدم، «غیرت» بود. این ویژگی را می‌شد در موقعیت‌های مختلف زندگی روح‌الله دید؛ در رابطه‌اش با خانواده، در ارتباط با خواهرش و در نوع مواجهه‌اش با اطرافیان.

از سوی دیگر، روح‌الله جوانی کاملاً معمولی و از جنس مردم بود؛ پرجنب‌وجوش، پرانرژی، فعال و شوخ‌طبع. سختی‌های اقتصادی را تجربه کرده بود و مثل بسیاری از جوان‌ها، گاهی در موقعیت‌هایی از کوره درمی‌رفت. برای من مهم بود که این جنبه‌های مختلف شخصیت او نیز در کتاب دیده شود.

به نظرم برای شناخت یک شخصیت برجسته، لازم نیست از ابتدا تصویری غیرعادی و دست‌نیافتنی از او بسازیم. گاهی ویژگی‌های متمایز یک انسان در دل همین زندگی معمولی خودش را نشان می‌دهد و در نهایت، در موقعیتی خاص، به انتخابی بزرگ منتهی می‌شود.

* گاهی درباره شهدای حوادث سال ۱۴۰۱ بیشتر از چگونگی شهادتشان صحبت می‌شود تا چرایی حضور و انتخابشان. کتاب «نام تو پیراهنم» چه پاسخی برای مخاطبی دارد که می‌خواهد بداند روح‌الله عجمیان چه باورها و دغدغه‌هایی داشت؟

به نظرم برای شناخت باورهای روح‌الله، باید به زندگی خودش و خانواده‌اش برگردیم؛ خانواده‌ای که اگرچه با سختی‌های اقتصادی روبه‌رو بود، اما در کنار آن، مهمان‌نوازی، بخشندگی، کمک به دیگران و غیرت نسبت به خانواده و وطن در زندگی‌شان جایگاه پررنگی داشت.

یکی از نکات مهم برای من این بود که روح‌الله خودش از قشر رنج‌کشیده جامعه بود. به این معنا که اگر مسئله صرفاً اعتراض به مشکلات اقتصادی بود، او هم می‌توانست در زمره معترضان قرار بگیرد. اما آنچه در انتخاب‌های روح‌الله اهمیت داشت، پیوند همین تجربه زیسته و رنج‌ها با باورهای مذهبی، غیرت و ایران‌دوستی او بود.

چرا رنج‌های اقتصادی روح‌الله به همراهی با آشوبگران ۱۴۰۱ نرسید؟

تلاش کردم این ویژگی‌ها را به‌جای آنکه در قالب چند صفت به مخاطب معرفی کنم، از خلال خاطرات و رفتارهای واقعی روح‌الله نشان بدهم تا خواننده خودش به شناختی از باورها، دغدغه‌ها و انگیزه‌های او برسد.

* آیا نگران نبودید که بار عاطفی ماجرای شهادت، فرصت شناخت شخصیت و زندگی روح‌الله را از مخاطب بگیرد؟ در نگارش کتاب چگونه این دو وجه را متعادل کردید؟

خیلی نگران این موضوع بودم؛ چراکه ماجرای شهادت روح‌الله به‌خودی‌خود آن‌قدر تلخ و تکان‌دهنده است که ممکن است تمام ابعاد دیگر زندگی او را تحت‌تأثیر قرار دهد و در سایه خود قرار دهد.

به همین دلیل تلاش کردم روح‌الله پیش از شهادتش نیز فرصت زندگی کردن در کتاب را داشته باشد؛ به این معنا که مخاطب با کودکی‌ها، روابط و حتی لحظه‌های پرنشاط زندگی او همراه شود و فقط با تصویر شهادتش روبه‌رو نباشد.

در بخش‌های پایانی کتاب هم در بعضی موارد احساس کردم نباید بیش از این رنجی به مخاطب تحمیل کنم؛ بنابراین آگاهانه از بیان برخی جزئیات صرف‌نظر کردم. نمی‌خواستم از تلخی این واقعه برای ایجاد تأثیر عاطفی بیشتر استفاده کنم. مردم حق دارند حقیقت را بدانند، اما این حق به معنای روایت تمام جزئیات دردناک، بدون در نظر گرفتن ظرفیت روحی مخاطب نیست.

* اگر امروز قرار باشد روح‌الله را به نسلی معرفی کنیم که او را فقط از تصاویر لحظه شهادتش می‌شناسد، کدام خاطره از کتاب را برای معرفی شخصیت واقعی او انتخاب می‌کنید؟

دوست دارم مخاطب حتماً بخش‌هایی از خاطرات مربوط به دورهمی‌های روح‌الله و دوستانش با مربی باشگاهشان، آقا مصیب، را بخواند؛ کسی که تأثیر زیادی بر شکل‌گیری شخصیت روح‌الله و مسیر زندگی‌اش داشته است. همچنین برایم مهم است که مخاطب با نگاه انتقادی خود روح‌الله آشنا شود و در کنار آن، دلیل ایستادنش در کنار ایران اسلامی را درک کند.

چرا رنج‌های اقتصادی روح‌الله به همراهی با آشوبگران ۱۴۰۱ نرسید؟

می‌خواهم روح‌الله را با همان ویژگی‌های واقعی‌اش بشناسند؛ جوانی شوخ، شلوغ و پرجنب‌وجوش که گاهی هم زود از کوره درمی‌رفت. فکر می‌کنم برای معرفی روح‌الله به نسل جدید، باید از همین جزئیات شروع کرد؛ از شناخت انسانی که می‌شود با او خندید، به او نزدیک شد و با ابعاد مختلف شخصیتش آشنا شد. وقتی چنین شناختی شکل بگیرد، مخاطب بهتر درک می‌کند که چه انسان‌هایی را از دست داده‌ایم و فقدان آن‌ها چه معنایی دارد.

دبیرسرویس: #میثم_عربی

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید