
به گزارش قم پرس، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی قم درباره اهمیت رسانه سخن میگوید؛ اما پرسش این است که این اهمیت در شیوه اداره مجموعه تحت مدیریت او چگونه دیده میشود؟ رسانه منتقد چه سهمی از گفتوگو، پیگیری و پاسخگویی دارد و برنامههای فرهنگی استان، فراتر از خبر دیدارها و مراسم، چه نتیجهای به جا گذاشتهاند؟ اینها پرسشهایی درباره اصل مدیریت است. دستگاهی که مأموریتش با فرهنگ، افکار عمومی و رسانه گره خورده، باید بتواند کارنامه خود را روشن توضیح دهد. ارائهنکردن تصویری دقیق از عملکرد، حتی اگر اقداماتی انجام شده باشد، برای چنین دستگاهی کاستی کوچکی نیست.
رسانه مهم است؛ تا وقتی منتقد نباشد؟
در مرداد امسال، خبر بازدید محمدرضا سوقندی از خبرگزاری شبستان در قدرت و اقتدار سخن گفت. اکنون باید همین تأکیدها را به معیار ارزیابی عملکرد ادارهکل تبدیل کرد: آیا ارتباط با رسانهها منظم، فراگیر و مستقل از موافقت یا مخالفت آنها با مدیران است؟ روز خبرنگار، آزمون تشریفات نیست؛ آزمون شناخت و پذیرش جامعه رسانهای است. ارزش یک تحریریه با دعوت به مراسم، دریافت پیام تبریک یا قرارگرفتن در قاب بازدید مدیران تعیین نمیشود. بااینحال، دستگاه متولی رسانه باید توضیح دهد رسانههای منتقد در برنامه ارتباطی آن چه جایگاهی دارند و معیار انتخاب رسانهها برای دیدار و تعامل چیست.
مطبوعات، فهرست مهمانان یک مدیر نیستند که نامها بر اساس خوشایند او انتخاب شوند. نقد عملکرد ارشاد نیز نباید به دشوارشدن ارتباط با ارشاد بینجامد. انتشار گزارش دیدارها، نشستها و درخواستهای رسیدگیشده میتواند زمینه ارزیابی منصفانه این ارتباط را فراهم کند.
مسئولیت این موضوع فقط بر عهده رئیس گروه رسانه نیست؛ معاونت مربوط و مدیرکل نیز باید درباره کیفیت ارتباط مجموعه خود پاسخ بدهند. اختیار اداره مجموعه، از مسئولیت پاسخگویی درباره کاستیهای آن جدا نیست.
از احترام مناسبتی تا پاسخگویی واقعی
معیار احترام به رسانه، تعداد جملههای تقدیرآمیز نیست. معیار این است که خبرنگار پاسخ پرسش خود را بگیرد؛ درخواست حرفهای مدیرمسئول میان ارجاعها معطل نماند و رسانه منتقد همچنان امکان ارتباط و پیگیری داشته باشد. در سیستانوبلوچستان، همزمان با اختتامیه نهمین جشنواره مطبوعات، برنامه راهاندازی «خانه روایت» برای پیگیری مسائل رسانهها و اختصاص یک روز در هفته به دیدار با فعالان این حوزه اعلام شده است. اجرای این وعده نیز باید ارزیابی شود؛ اما دستکم تعهدی مشخص در برابر رسانهها قرار گرفته است.
ارشاد قم چه تعهد قابلسنجشی برای ارتباط مستمر با رسانهها دارد؟ چه روزی، با چه سازوکاری و با مسئولیت چه کسی؟ چند درخواست رسیدگی شده و چند مورد همچنان در انتظار پاسخ است؟
این سطح از شفافیت، انتظار فوقالعادهای نیست؛ حداقل مطالبه از اداره متولی رسانه است. پاسخ روشن به همین پرسشها میتواند نشان دهد فاصله احترام مناسبتی تا پاسخگویی واقعی چقدر است.
شورای اطلاعرسانی؛ مسئولیت با عنوان تمام نمیشود
قم پرس پیشتر در مطلب «سوقندی کجاست؟» درباره نقش دبیر شورای اطلاعرسانی استان پرسش کرده بود. پاسخ به این مطالبه باید در گزارش عملکرد دیده شود: شورا چه مسئلهای را حل کرده و دبیرخانه، اجرای کدام تصمیم را به نتیجه رسانده است؟ فلسفه هماهنگی اطلاعرسانی این است که رسانه برای دریافت اطلاعات و پاسخ، سرگردان نماند. کارکرد شورا باید در دسترسی بهتر به اطلاعات، مشخصشدن مسئول پاسخگویی و پیگیری پرسشهای معطلمانده دیده شود.
اگر گزارش عملکرد به زمان و محل جلسات و نام حاضران محدود بماند، بخش اصلی مسئولیت همچنان توضیح داده نشده است. جلسه، ابزار مدیریت است؛ کارنامه مدیریت نیست.
همه مشکلات اطلاعرسانی استان بر عهده ارشاد نیست؛ اما این واقعیت، سهم ادارهکل را از پاسخگویی کم نمیکند. ارشاد باید نشان دهد در محدوده مسئولیت خود چه کرده، با چه موانعی روبهرو بوده و برای رفع آنها چه پیگیریهایی انجام داده است.
مردم در میدان؛ سهم ادارهکل چیست؟
درباره گردهماییها و برنامههای شبانه مردم نیز پرسش روشن است: سهم اجرایی ارشاد در ثبت روایتها، تولید آثار، مشارکت هنرمندان و هماهنگی رسانهای چیست؟ حضور مردم را نمیتوان خودبهخود به حساب عملکرد دستگاه فرهنگی گذاشت. سهم ادارهکل باید با برنامه، اثر تولیدشده، حمایت مشخص یا فرصتی که برای مشارکت ایجاد کرده است، شناخته شود.
در گیلان، برای نمونه، فراخوان عکس «نماز ظهر عاشورا» با موضوع، مهلت و مسیر دریافت آثار منتشر شده است. این اقدام بهتنهایی اثباتکننده برتری یک ادارهکل نیست؛ اما نمونهای از تبدیل یک مناسبت به برنامهای مشخص برای مشارکت هنرمندان است.
از ارشاد قم نیز باید چنین نمونههای قابلارزیابی خواست. عنوانهای کلی مانند «حمایت از فرهنگ» و «تقویت روایت» زمانی ارزش اجرایی دارند که معلوم باشد چه کاری، برای چه مخاطبی و با چه نتیجهای انجام شده است.
شورای فرهنگ عمومی؛ ظرفیت قم جای کارنامه مدیران را نمیگیرد
در حکم انتصاب سوقندی، تقویت کارایی شورای فرهنگ عمومی و جایگاه ادارهکل بهعنوان دبیرخانه آن تصریح شده است. بنابراین، مدیرکل باید درباره نتیجه این مأموریت گزارش بدهد: کدام مسئله در اولویت قرار گرفته، چه تصمیمی اتخاذ شده و اجرای آن به کجا رسیده است؟ قم از ظرفیتهای فرهنگی، دینی، هنری و رسانهای برخوردار است؛ اما برخورداری شهر لزوماً به معنای موفقیت مدیریت نیست. هنر مدیریت آن است که این ظرفیتها را به همکاری و نتیجه برساند. تکرار نام بزرگان و توصیف جایگاه قم، چیزی به کارنامه یک مدیر اضافه نمیکند؛ مگر آنکه سهم تصمیم و اقدام او روشن باشد.
برای شهری با این امکانات، انتظار برنامهریزی مؤثر طبیعی است. ارشاد نمیتواند فقط راوی ظرفیتهای قم باشد؛ باید توضیح دهد برای فعالکردن آنها چه کرده است.
استانداری هم تماشاگر این کارنامه نیست
مسئولیت به ساختمان ارشاد ختم نمیشود. در حکم انتصاب حسین محمودی، معاون اجتماعی، فرهنگی و زیارت استانداری قم، بر برنامهریزی، هماهنگی و رصد فعالیتهای مرتبط تأکید شده است. از این جایگاه، انتظار پیگیری و اصلاح وجود دارد. معاونت استانداری باید توضیح دهد عملکرد دستگاههای فرهنگی را با چه معیاری ارزیابی میکند، کدام کاستیها را شناسایی کرده و برای رفع آنها چه اقدامی انجام داده است. اگر برنامهای عقب مانده، مسئول پیگیری کیست؟ اگر هماهنگی کافی نیست، معاونت چه تغییری ایجاد کرده است؟
اعلام برنامههای روز ملی قم نیز آغاز تعهد است. پس از اجرا باید معلوم شود چه نتیجهای حاصل شده و چه دستاوردی برای شهر باقی مانده است. مسئولیت معاونت با اعلام مجموعهای از برنامهها پایان نمییابد.
نقش هماهنگکننده این معاونت، مسئولیت آن را در پیگیری عملکرد دستگاهها پررنگتر میکند. کاستیهای احتمالی باید در سطح استانداری بررسی و برای اصلاح آنها اقدام شود؛ نه اینکه در میان گزارشهای مناسبتی گم شوند.
پاسخ را با کارنامه بدهید
مطالبه از مدیرکل ارشاد قم روشن است: معیار تعامل با رسانهها، برنامههای اجرایی، حمایتهای انجامشده و نتیجه فعالیت دبیرخانههای مرتبط را منتشر کند. معاونت استانداری نیز گزارش بدهد برای هماهنگی، پیگیری و اصلاح کاستیها چه کرده است.
نه چند خبر بازدید برای اثبات موفقیت کافی است و نه صرف گلایه برای داوری درباره عملکرد دستگاهها. راه ارزیابی منصفانه، انتشار اطلاعات است؛ مسئولیت فراهمکردن این امکان نیز بر عهده مدیران است.
فرهنگ قم فرصت آزمونهای بیپایان مدیریتی ندارد. عمر حرفهای هنرمند، توان اقتصادی رسانه و اشتیاق نسل جوان، در انتظار گردش نامهها متوقف نمیشود. مدیران باید نشان دهند از این فرصتها چه ساختهاند.
اعتبار مدیریت فرهنگی را باید در نتیجه دید؛ پاسخ رسانه منتقد نیز باید روشن، مستند و قابلپیگیری باشد. عبور از کنار پرسش، پاسخ نیست.













دیدگاه