، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در جریان جنگ اخیر و حملات صورت گرفته به کشورمان، نام برخی خیابانها و اماکنی بیش از پیش بر سر زبانها افتاده که پیش از این کمتر در اخبار مطرح میشدند و شناخت چندانی از آنها وجود نداشت. با نگاهی به نقشه، محدودهای از زمینهای محصور را مشاهده میکنیم که حدوداً میان خیابانهای جمهوری، کارگر جنوبی، ۱۲ فروردین، ولیعصر و امام خمینی قرار گرفته است. این محدوده، در واقع، شرق میدان پاستور و انتهای خیابان کشوردوست را در بر میگیرد که بیت رهبری در آن واقع بوده است. ساختمانهای مهمی همچون مجلس سنا یا مجلس شورای اسلامی پیشین، خود بیت رهبری و انستیتو پاستور در این منطقه قرار دارند که در حملات اخیر آسیب دیدهاند.
برای دانستن تاریخچه این قسمت از شهر با نصرالله حدادی تهرانشناس به گفتگو نشستیم:
* در جریان حمله آمریکا و اسراییل در ۹ اسفند سال گذشته و به بیت رهبری و شهادت رهبر شهید و فرماندهان نظامی، اسامی اماکن و خیابانهایی در اخبار بازگو میشد که شاید پیشتر نامی از آنها برده نمیشد. تاریخچه این منطقه چیست؟
محدوده فعلی بیت رهبری در مجموعه باغ یا خانهباغ عبدالحسین میرزا فرمانفرما قرار داشته که میان دو خندق تاریخی تهران واقع شده است؛ یکی خندق عتیق تهران در خیابان ری یا خندق شاه طهماسبی که در سال ۹۳۳ قمری احداث شد، که از شرق نزدیک خیابان ری؛ از جنوب خیابان اسماعیل بزاز یا مولوی فعلی؛ از غرب خیابان شاپور یا وحدت اسلامی و از شمال خیابان امیرکبیر و خیابان امام خمینی(مریضخانه اسبق وسپه سابق) قرار داشت. این محدوده حصار شاه طهماسبی است.
وقتی که قرار شد که اینا پر بشود و حصار جدید و دروازههای جدید داشته باشیم، یعنی از ۴ دروازه به ۱۲ دروازه برسیم، خندق ناصری شکل گرفت. به این ترتیب که در هفدهم آذر ماه سال ۱۲۴۶ شمسی خندق عتیق پر شد، و چهار خیابان ری، شاپور، امیرکبیر و امام خمینی که آن وقت اسمش خیابان مریضخانه بود، شکل گرفتند. محدوده خندق ناصری عبارت بود از خیابان شوش در جنوب، خیابان ۱۷ شهریور در شرق، خیابان انقلاب در شمال، و خیابان کارگر در غرب؛ این محدوده خندق ناصری شد. بنابراین، محدوده مورد بحث در دوره ناصرالدینشاه در محدوده شهر تهران قرار گرفت.
* که متعلق به عبدالحسین خان فرمانفرما بود؟
محدوده باغ فرمانفرما شمالش میشود خیابان جمهوری، غربش میشود کارگر، جنوبش میشود خیابان امام خمینی، شرقش هم خیابان ولیعصر. اما ما حتی تا محدوده پایینتر از اون در خیابان ولیعصر تا خیابان فرهنگ هم اراضی فرمانفرما بوده، خیابان فرهنگ فعلی را به او میگفتند خیابان تخت زمرد. حتی در برههای از زمان خیابان شاپور یا وحدت اسلامی را خیابان فرمانفرما میگفتند؛ یعنی فرمانفرما باغش تا آنجا هم بعضاً میتوانسته ادامه داشته باشد.

سال ۱۲۴۶ ناصرالدین شاه وقتی تهران را وسعت داد این باغ که قبلاً خارج از خندق عتیق و خارج از خندق شاه طهماسبی بود، این بار افتاد داخل خندق. چون نصرت الدوله آدم خیلی ابن الوقتی بود و میتوانست تشخیص بدهد که اینجا موقعیت پیدا میکند، آنجا را به قیمت ارزان خریده بود.
در این نزدیکی باغهای بسیاری وجود داشت که معروفترین آنها «باغ شاه» با کاربری نظامی بود. عبدالحسین میرزا فرمانفرما، که شخصیتی متنفذ و داماد مظفرالدینشاه بود و در اتریش تحصیلات نظامی دیده بود، اراضی بیرون از خندق را خریداری کرد و خانهباغی بسیار وسیع احداث نمود. وی برای همسران متعدد خود که بیش از ۳۰ فرزند داشتند، ساختمانهایی در این مجموعه ساخت. از فرزندان سرشناس او میتوان به مریم فیروز، منوچهر فرمانفرماییان، سَتاره فرمانفرماییان، خداداد فرمانفرمایان و عبدالعزیز فرمانفرماییان (از معماران بزرگ ایران) اشاره کرد.

ردیف عقب از راست: حافظ، فاروق، جمشید، لیلی، علی داد، علینقی، ابوالبشر،
جمشید و ستّاره، فرزندان عبدالحسینمیرزا فرمانفرمائیان
وسعت این باغ فراتر از محدوده فعلی نیز بوده است؛ به عنوان مثال، محل فعلی مسجد امام صادق در میدان قدس، خانه عبدالعزیز فرمانفرماییان بوده و در جنوب آن، منطقه تخت زمرد (خیابان فرهنگ) نیز به فرمانفرما تعلق داشته است. همچنین احتمال میرود که این باغ تا خیابان شاپور نیز امتداد داشته باشد. در خاطرات یکی از فرزندان فرمانفرما آمده است که در این باغ بزرگ بازی میکردهاند و پدرش برای نخستین بار در ایران، شبکه آب لولهکشی را با لولههایی که از اروپا آورده بود، در این باغ ایجاد کرد و آب قنات فرمانفرما را به حوض بزرگی در شمال باغ هدایت نمود.
* ارتباط فرمانفرما با رضاخان چگونه بود؟
تا زمانی که فرمانفرما والی کرمانشاه بود، رضاخان (که بعدها رضاشاه شد) در زمره تابین یا مصدر او در آنجا خدمت میکرد و عکس او در خانه فرمانفرما موجود است. اما پس از کودتای ۱۲۹۹، فرمانفرما دریافت که دوران قاجار رو به پایان است و پهلوی در حال قدرتگیری است؛ از این رو، با رضاخان مدارا میکرد. تا اینکه فیروز میرزا نصرت الدوله را رضا شاه کشت. در سال ۱۳ وقتی رضا شاه او را کشت، فرمانفرما خیلی ترسید، هرچند رضاشاه به او پیغام داد و گفت حساب پدر و پسر از هم جداست. فیروز میرزا به هر حال پسر ارشد او بود و کشته شد. در دورانی که رضا شاه مشق سلطنت میکرد، یعنی از سال ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۴ خیلی سعی میکرد مدارا بکند با او و حتی ماشین رولزرویس خود را به او واگذار کرد، که رضا خان با لباس چَرکَسی (لباس بلند سیاهرنگ مردان قفقاز) در کنار آن عکس دارد.

*ولی به هر حال رضاشاه این زمینها را گرفت؟
در سال ۱۳۰۴، رضاشاه تصمیم گرفت در بخشی از اراضی این خانواده، کاخی برای خود بسازد. این را هم بگویم که فرمانفرما پیشتر، به جز همسران و فرزندان، خواهر خود، ملکتاج خانم نجمالسلطنه (مادر دکتر مصدق) و فرزندانش را نیز در همین محدوده اسکان داده بود که خانه او همچنان در خیابان فلسطین پابرجاست.

فرمانفرما در دوره قاجار اقدامات مهمی نیز انجام داد؛ از جمله پس از سفر هیئت ایرانی به پاریس در سال ۱۲۹۹ و ملاقات پسرش فیروز میرزا نصرت الدوله با مقامات فرانسوی، زمینههای اولیه تأسیس انستیتو پاستور در ایران فراهم شد و فرمانفرما ابتدا بخشی از زمینهای خود در خیابان استخر حسنآباد (که تا خیابان شاپور امتداد داشت) را برای این منظور اختصاص داد. مشخص میشوپ تا آن محدوده هم املاک او ادامه داشت، و بیمارستان شهید شوریده فعلی را هم شامل میشد. بعد این قسمت زمینهایش را در خیابان ۱۲ فروردین برای انستیتو پاستور وقف کرد.
او همچنین در برابر اصرار رضاخان برای ساختوساز در این اراضی، دو بار برای او پیغام فرستاد؛ و او را از این کار برحذر داشت. حکایتهایی از نامهنگاریها و پیغامهای فرمانفرما به رضاشاه وجود دارد. او در یکی از پیغامهایش گفته بود ما صبح به صبح برای دو رضا دعا میکنیم! و نام امام رضا(ع) را بر زبان میآورد، و بعد رضاخان را که بهطور ضمنی ناسزایی هم نثار او کرده بود.

در مورد ساختوسازها نیز، فرمانفرما که به روحیات رضاشاه و علاقه شدید او به درخت و فضای سبز آگاه بود، گفته بود بعضی از درختهای این باغ بیش از ۱۰۰ سالشان است. میدانست رضاشاه میخواهد برای بچه هایش آنجا کاخ بسازد، رضاشاه گفته بود: «پدرسوخته، برو اونورتر!»
بالاخره در اوایل دهه ۱۳۰۹ شمسی، ساخت کاخ مرمر آغاز شد که از نظر صنایع ساختمانی، معرقکاری، آیینهکاری و نجاری، اثری بینظیر محسوب میشود. این کاخ، کاخ زمستانی رضاشاه بود و وی از ۱۵ خرداد تا ۱۵ شهریور در کاخ سعدآباد و مابقی سال را در این کاخ اقامت داشت. معماری گنبد آن برگرفته از مسجد شیخ لطفالله در اصفهان است. رضاشاه لرزاده را آورد تا این گنبد را بسازد.

تا سال ۱۳۱۸ که فرمانفرما وفات یافت، این خانهباغ به تدریج تکهتکه شد و خیابانهایی مانند خیابان کاخ (فلسطین فعلی) از میان آن عبور داده شد. این خیابان از تقاطع سپه (امام خمینی) آغاز میشد و با سردر سنگی زیبایی به دفتر کار رضاشاه متصل میگردید. پس از آن، اراضی به افراد غیرمتنفذ فروخته شد و خیابانهای متعددی از آن عبور کرد.
در این محدوده، خانههای تاریخی متعددی وجود داشته است؛ از جمله خانهای در کوچه محمدحسین لقمانالدوله ادهم نزدیک خیابان ولیعصر که رضاشاه پس از ماجرای جنگل، آن را در اختیار احسانالله خان دوستدار قرار داد و پس از فرار وی، به کریمآقا بوذرجمهری (شهردار تهران) واگذار شد. در این خانه، سر میرزا کوچکخان جنگلی را پس از بریدن، آرایش کرده و نزد رضاشاه فرستادند. یا بخشی از آن را پرفسور عدل خرید و خانه زیبایی ساخت.

*که الان فرهنگستان هنر در آن قرار دارد.
بله، کاخ مرمر تا سال ۱۳۴۴ که محمدرضا پهلوی توسط رضا شمسآبادی هدف سوءقصد قرار گرفت، مورد استفاده بود. پس از آن، محمدرضا پهلوی از ترس ترور به کاخ نیاوران نقل مکان کرد که با طراحی ویژه، امکان ترور را به حداقل میرساند. پنجرههایش طوری است که از بیرون دید ندارد ولی نور را به کاخ منتقل میکند.
در سال ۱۳۵۴، به دستور فرح پهلوی، که خیلی موزه دوست داشت، کاخ مرمر به موزه تبدیل شد و پس از انقلاب اسلامی، به ترتیب در اختیار مجمع تشخیص مصلحت نظام و دیگر نهادها قرار گرفت. متأسفانه، در دوره مدیریت آقای محمدی یزدی، بدون توجه به ارزش تاریخی بنا، آسانسوری در آن نصب شد که لازم هم نبود چون بنا کلاً دو طبقه است. اینکار به ساختمان آسیب وارد کرد.
* بقیه قسمتهای اراضی چطور؟
اراضی غربی این مجموعه، در نزدیکی میدان پاستور و خیابان ۱۲ فروردین، نیز به تدریج تکهتکه و فروخته شد. فرزندان فرمانفرما که اکثراً در خارج از کشور تحصیل کرده بودند، از ایران رفتند. ستاره فرمانفرماییان، از جمله فرزندان وی، پایهگذار اولین مددکاری اجتماعی در ایران بود و در خاطرات خود تحت عنوان «دختری از ایران» به شرح این مجموعه پرداخته است. پس از انقلاب و به ویژه واقعه هشتم شهریور سال ۱۳۶۰ (شهادت رجایی و باهنر)، خیابان کاخ به طور کامل بسته شد و کل محدوده به پردیس حکومتی تبدیل گردید.
در سال ۱۳۲۷، پس از سوءقصد به محمدرضا پهلوی توسط ناصر فخرآرایی، وی تصمیم به ایجاد مجلس سنا گرفت تا قوانین مصوب مجلس شورای ملی، پیش از اجرا، در آن به تصویب برسند. مجلس سنا از ۶۰ نماینده تشکیل میشد که نیمی را شاه و نیمی را مردم انتخاب میکردند، اما عملاً همه توسط شاه تعیین میشدند. ساخت کاخ سنا (که بعداً محل مجلس شورای اسلامی نخست شد) در همین محدوده از سال ۱۳۲۷ آغاز شد. متأسفانه در بمباران اخیر، این بنای تاریخی که تا ۸ ریشتر زلزله را تحمل میکرد، تخریب شد. اما نشانه «زنجیر عدل انوشیروان» که بر نمای بیرونی آن نصب بود و برای دادخواهی مراجعان طراحی شده بود، همچنان پابرجا مانده است.

خوشبختانه، بعضی خانههایی که عبدالحسین میرزا فرمانفرما برای فرزندان خود در محدوده پاستور ساخته بود، هنوز باقی هستند، هرچند در حملات اخیر آسیب دیدهاند. خود خانه اصلی فرمانفرما تخریب شد و به جای آن، کاخهایی برای عبدالرضا، غلامرضا و شمس پهلوی ساخته شد که اکنون در اختیار نهادهای مختلف قرار دارد. همچنین، موزه قرآن که به شکل مارپیچ و بسیار عمیق در نزدیکی کاخ مرمر ساخته شد، در سال ۱۳۵۴ به بهرهبرداری رسید و پس از انقلاب، به همت احمد مسجدجامعی به موزه قرآن تبدیل گردید. نمیدانم بر اثر بمبارانهای اخیر کاخ مرمر و بناهای ارزشمند دیگر آسیب دیدهاند یا نه، که با توجه به شدت حمله بعید میدانم بدون آسیب مانده باشند.
دبیرسرویس: #میثم_عربی
منبع : مهر
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه