کد خبر: 466512
۰
۰
نسخه چاپی

اجماع کشورهای گروه ۲۰ بر سر تنظیم‌گری هوش مصنوعی

به گزارش خبرنگار مهر؛ نشست وزرای نوآوری گروه ۲۰ که روزهای اول و دوم سپتامبر ۲۰۲۶ در کارولینای شمالی برگزار شد، به توافقی درباره رویکرد اعضا در تنظیم‌گری هوش مصنوعی و فناوری‌های نوظهور منجر شد.

اعضای گروه ۲۰ پیشنهادی موسوم به «اصول کارولینا برای فناوری‌های نوظهور» را پذیرفتند که بر اساس آن، دولت‌ها باید در مواجهه با فناوری‌های نوظهور، ابتدا از ظرفیت قوانین و نهادهای تنظیم‌گر موجود استفاده کنند و وضع مقررات جدید را به حوزه‌هایی محدود کنند که چارچوب‌های فعلی توان پاسخ‌گویی به آن‌ها را ندارند.

بر این اساس، مسئله اصلی در تنظیم‌گری هوش مصنوعی از «آیا باید نهاد تنظیم‌گر جدید ایجاد کرد؟» به این پرسش تغییر می‌کند که کدام مخاطرات واقعاً خارج از ظرفیت قوانین و نهادهای موجود قرار دارند؟

اصول کارولینا و تغییر مسیر تنظیم‌گری هوش مصنوعی

معماری سیاستی مورد توافق گروه ۲۰ بر سه مرحله از چرخه فناوری شامل تقویت پژوهش و توسعه، تسریع تجاری‌سازی و فراهم‌کردن زمینه پذیرش و استقرار فناوری استوار است. در مرحله سوم، سند بر استفاده از رویکردهای تنظیم‌گری بخشی موجود، در موارد مقتضی، تأکید و وضع مقررات جدید را به «ملاحظات جدید فناوری» محدود می‌کند؛ ملاحظاتی که چارچوب‌های موجود پاسخ مناسبی برای آن‌ها ندارند.

همین رویکرد را می‌توان مهم‌ترین اثر سیاستی اصول کارولینا دانست؛ چرا که به جای فرض ناکارآمدی چارچوب‌های موجود، کارآمدی آن‌ها را نقطه آغاز تنظیم‌گری قرار می‌دهد.

این منطق با رویکرد دولت آمریکا درباره «هزینه فرصت تنظیم‌گری» نیز پیوند دارد. اصول کارولینا از دولت‌ها می‌خواهد هنگام ارزیابی سیاست‌های تنظیم‌گرانه، هزینه تأخیر در پذیرش فناوری یا صرف‌نظر کردن از آن را نیز در محاسبات خود لحاظ کنند. در این چارچوب، ریسک دیگر صرفاً از «استفاده از هوش مصنوعی» ناشی نمی‌شود و عقب‌ماندن از استقرار فناوری نیز به یک ریسک سیاستی تبدیل می‌شود.

سند همچنین بر بازنگری مقررات موجود بر اساس شواهد عملیاتی، استفاده از استانداردهای مبتنی بر عملکرد و نتیجه و توسعه زیرساخت‌های قابل اعتماد و تعامل‌پذیر تأکید دارد.

این جهت‌گیری با مواضع شماری از شرکت‌های بزرگ فناوری آمریکا نیز هم‌خوان است. جنسن هوانگ، مدیرعامل انویدیا، در حاشیه این نشست بر ضرورت تمرکز تنظیم‌گری بر آسیب‌های عملی و واقعی به جای خطرات نظری و فرضی تأکید کرد. ایلان ماسک نیز مداخلات سخت‌گیرانه را عاملی برای کاهش سرعت توسعه فناوری دانسته است.

توافق واشنگتن و پکن؛ همگرایی موقت در میانه رقابت

اهمیت این توافق زمانی بیشتر آشکار می‌شود که موضع چین در کنار آمریکا قرار گیرد. بر اساس گزارش رویترز، مقامات چینی نیز از اصول کارولینا حمایت کرده‌اند؛ موضعی که در شرایط تشدید رقابت دو کشور بر سر مدل‌های بنیادین، زیرساخت‌های محاسباتی و اکوسیستم هوش مصنوعی قابل توجه است.

از این منظر، توافق را می‌توان نوعی موازنه موقت میان دو قدرت جهانی دانست؛ دو کشوری که با وجود تفاوت‌های بنیادی در الگوی حکمرانی فناوری، از کاهش موانع توسعه و تجاری‌سازی هوش مصنوعی منتفع می‌شوند.

با این حال، سند سپتامبر ۲۰۲۶ یک رژیم جهانی واحد برای هوش مصنوعی ایجاد نمی‌کند. هر عضو همچنان می‌تواند چارچوب سیاستی و حاکمیتی خود را متناسب با نظام حقوقی و شرایط ملی توسعه دهد. آنچه شکل گرفته، بیشتر توافق بر سر یک قاعده روش‌شناختی برای تنظیم‌گری است: ابتدا باید ظرفیت چارچوب‌های موجود آزموده شود و مداخله جدید زمانی توجیه پیدا کند که ویژگی جدید فناوری واقعاً از قلمرو قواعد موجود فراتر رفته باشد.

این رویکرد در مقایسه با ادبیات پیشین گروه ۲۰ نیز تغییر قابل توجهی را نشان می‌دهد. اعلامیه رهبران این گروه در دهلی‌نو در سال ۲۰۲۳ بر حقوق بشر، شفافیت، توضیح‌پذیری، انصاف، پاسخ‌گویی، ایمنی، نظارت انسانی، حریم خصوصی و حفاظت از داده‌ها تأکید داشت و هم‌زمان رویکردی حامی نوآوری را توصیه می‌کرد. در توافق ۲۰۲۶، حمایت از نوآوری یک گام جلوتر رفته و به معماری اجرایی مشخص‌تری تبدیل شده است؛ معماری‌ای که چرخه پژوهش، سرمایه‌گذاری، تجاری‌سازی و استقرار فناوری را مستقیماً وارد محاسبات تنظیم‌گران می‌کند.

خبرنگار: #هادی_اسماعیلی

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید