کد خبر: 466851
۰
۰
نسخه چاپی

روایت پیشرفت نباید در گزارش عملکرد خلاصه شود

، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: «روایت پیشرفت» در سال‌های اخیر به یکی از محورهای مهم در بازخوانی دستاوردها و تجربه‌های کشور تبدیل شده است؛ روایتی که قرار نیست صرفاً به بیان آمار و نتایج محدود شود، بلکه مسیر رسیدن به دستاورد، موانع، شکست‌ها و تلاش انسان‌هایی را که این مسیر را طی کرده‌اند، بازگو می‌کند. اهمیت این موضوع تا آنجاست که رهبر انقلاب بارها بر ضرورت تبیین پیشرفت‌های کشور تأکید کرده و حتی روایتگران پیشرفت را مورد توجه و حمایت قرار داده‌اند.

در این نگاه، پیشرفت تنها به حوزه‌های نظامی و دانش‌بنیان محدود نیست و عرصه‌هایی همچون اقتصاد، پزشکی، مدیریت، فرهنگ و فعالیت‌های اجتماعی نیز ظرفیت روایت شدن دارند. با این حال، بسیاری از این تجربه‌ها همچنان برای افکار عمومی ناشناخته مانده‌اند و همین مسئله ضرورت روایت دقیق و مردمی آنها را دوچندان می‌کند.

در بخش اول مصاحبه با عنوان روایت پیشرفت؛ حلقه مفقوده معرفی دستاوردهای کمتر دیده‌شده ایران به این موضوع پرداختیم که هجمه‌های دشمن یکی از اصلی‌ترین مشکلات در روایت پیشرفت است که باعث می‌شود روایات صحیح به دست مخاطب نرسد. در ادامه بخش دوم مصاحبه با حسام مدحت، مدیر روابط عمومی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی(حسینیه هنر) و انتشارات راه یار می‌خوانید.

* با توجه به اینکه در روایت‌های پیشرفت، برخلاف روایت‌های صرفاً تبلیغاتی، شکست‌ها و چالش‌های مسیر نیز بازگو می‌شوند، بازخورد مخاطبان و در مجموع انتشارات راه‌یار نسبت به این نوع روایت‌ها چگونه بوده است؟

مخاطبان اصلی آثار ما در حوزه «روایت پیشرفت» دانشجویان هستند، اما دامنه مخاطبان به این گروه محدود نمی‌شود و دانش‌آموزان، خانواده‌ها و مدیران نیز بخش قابل توجهی از مخاطبان این آثار را تشکیل می‌دهند. برای نمونه، کتاب «عملیات احیا» مورد توجه بسیاری از مدیران، نه فقط مدیران دولتی، قرار گرفته است.

در یکی از شهرها که برای انجام مصاحبه و جمع‌آوری روایت به آنجا رفته بودیم، مدیر یکی از کارخانه‌های بزرگ و اثرگذار آن منطقه، پس از اینکه متوجه شد کتاب «عملیات احیا» نیز متعلق به ماست، گفت که این کتاب را مطالعه کرده و نسخه‌ای از آن را در اختیار معاونان و مدیران مجموعه خود قرار داده است. او همچنین پیشنهاد کرد در فرصتی به کارخانه و شهر محل فعالیتشان برویم و تجربه مهندس رستمی، سوژه کتاب «عملیات احیا»، را دوباره بررسی کنیم تا بتوانند از این تجربه در مجموعه خود استفاده کنند. این نمونه نشان می‌دهد که روایت پیشرفت می‌تواند از سطح مطالعه فراتر برود و به الگویی برای حل مسائل در مجموعه‌های دیگر تبدیل شود.

با وجود اینکه در بسیاری از این آثار، مسیر شکست‌ها، جنگندگی‌ها، دشواری‌ها و حتی کم‌لطفی‌هایی که گاهی از سوی برخی مدیران نسبت به سوژه‌ها صورت گرفته، صریحاً روایت شده است، بازخورد مخاطبان بسیار مثبت بوده است. افزایش شمارگان و چاپ‌های متعدد این آثار و همچنین کسب جوایز مختلف، بخشی از این بازخوردهاست. برای نمونه، «عملیات احیا» تاکنون به چاپ‌های متعددی رسیده و جوایز مختلفی نیز دریافت کرده است.

من آینده مثبتی برای «روایت پیشرفت» متصور هستم، هرچند معتقدم این جریان با تأخیر آغاز شده است. برای نمونه، نهاد بزرگی مانند حوزه هنری به‌تازگی نخستین کتاب خود در حوزه روایت پیشرفت را منتشر کرده است. این اتفاق بسیار مثبت است، اما مهم‌تر از آغاز این مسیر، استمرار آن است

دلیل این استقبال را می‌توان در روایت واقعیت جست‌وجو کرد. بسیاری از دانشجویان به ما می‌گویند که خودِ مسیر را دوست دارند؛ برای آنها صرفاً رسیدن یا نرسیدن به یک محصول یا نتیجه اهمیت ندارد، بلکه چگونگی طی شدن این مسیر جذاب است. آنها می‌خواهند بدانند یک مخترع، پزشک یا فرد اثرگذار چه مسیری را طی کرده، با چه موانعی روبه‌رو شده و چگونه از آنها عبور کرده است.

یکی از بازخوردهای پرتکرار مخاطبان این است که پیش از خواندن این کتاب‌ها، وقتی در مسیر فعالیت خود با مشکلی مواجه می‌شدند، تصور می‌کردند کار تمام شده است؛ اما با خواندن این روایت‌ها متوجه شده‌اند که برای هر مسئله‌ای می‌توان راه‌حلی پیدا کرد. به بیان دیگر، مسئله و مشکل در زندگی و کار کم نیست؛ آنچه اهمیت دارد، چگونگی مواجهه با مسئله و رسیدن به راه‌حل است.

به همین دلیل، حوزه «روایت پیشرفت» در حال حاضر یکی از پرفروش‌ترین حوزه‌های انتشارات راه‌یار است. بازخوردهایی که مخاطبان، خوانندگان و به‌ویژه دانشجویان در فضای مجازی و به‌صورت مستقیم به ما منتقل می‌کنند، در کنار میزان فروش و افزایش چاپ کتاب‌ها، نشان‌دهنده استقبال از این مسیر است. تجربه «عملیات احیا» نیز نشان می‌دهد که روایت مسیر، حتی با وجود شکست‌ها و دشواری‌ها، می‌تواند برای مخاطب جذاب و الهام‌بخش باشد.

«روایت پیشرفت» نباید در گزارش عملکرد خلاصه شود

* اگر بخواهیم ده سال آینده ادبیات روایت پیشرفت را تصور کنیم، فکر می‌کنید این جریان به چه سمتی خواهد رفت؟

من آینده مثبتی برای «روایت پیشرفت» متصور هستم، هرچند معتقدم این جریان با تأخیر آغاز شده است. برای نمونه، نهاد بزرگی مانند حوزه هنری به‌تازگی نخستین کتاب خود در حوزه روایت پیشرفت را منتشر کرده است. این اتفاق بسیار مثبت است، اما مهم‌تر از آغاز این مسیر، استمرار آن است.

انتظار من این بود که چنین حرکتی ۱۰ یا حتی ۲۰ سال زودتر آغاز شود، اما همین که امروز این اتفاق شکل گرفته، جای امیدواری دارد؛ به شرط آنکه استمرار پیدا کند و نهادها و ناشران بیشتری وارد این حوزه شوند. قطعاً ورود مجموعه‌های مختلف می‌تواند اتفاقات مثبتی را رقم بزند، اما این مسیر نیازمند حمایت جدی است.

این حمایت باید هم از سوی نهادهایی که مستقیماً در حوزه پیشرفت فعالیت می‌کنند، مانند معاونت علمی ریاست جمهوری، دانشگاه‌ها و وزارتخانه‌های مرتبط، صورت بگیرد و هم نهادهای فرهنگی و ادبی در این زمینه نقش خود را ایفا کنند.

در مجموع، آینده این مسیر را روشن می‌بینم، هرچند مسیر آسانی نیست؛ زیرا «روایت پیشرفت» با رقیب جدی مواجه است. جریان غرب‌زدگی و روشنفکری به شکل سخت و نرم با این نوع روایت مقابله می‌کند و از سوی دیگر، مواجهه دشمن نیز کاملاً آشکار است.

در عین حال، استقبال مردم امیدوارکننده است. میزان خرید کتاب‌ها، بازخوردهایی که مخاطبان ارائه می‌کنند و همراهی آنها نشان می‌دهد که جامعه نیز در این مسیر نقش مهمی دارد. خوشبختانه این روایت‌ها در حال تبدیل شدن به محصولات هنری و رسانه‌ای نیز هستند؛ برای نمونه، سریال «ذهن زیبا» که اقتباسی از کتاب «سلول‌های بهاری» است، نمونه‌ای از این روند به شمار می‌رود.

«روایت پیشرفت» به مخاطب خارجی نشان می‌دهد که اگر یک کشور بتواند مستقل باشد و در برابر جریان‌های فکری وابستگی و غرب‌زدگی مقاومت کند، می‌تواند مسیر پیشرفت خود را طی کند، از وابستگی رهایی یابد و به کشوری قدرتمند تبدیل شود؛ کشوری که بتواند در برابر زورگویی و دشمنی ایستادگی کند. از این منظر، ترجمه این آثار ظرفیت قابل توجهی برای ارتباط فرهنگی با مخاطبان دیگر کشورها دارد، هرچند تحقق گسترده‌تر آن نیازمند حمایت است

به نظر من مسیر آینده، مسیر روشنی است؛ اما سرعت حرکت در این حوزه پایین است و باید هم سرعت کار افزایش پیدا کند و هم حمایت‌ها جدی‌تر و گسترده‌تر شود تا بتوانیم خلأ موجود در زمینه «روایت پیشرفت» را به شکل مؤثرتری پر کنیم.

* با توجه به ظرفیت گسترده آثار «روایت پیشرفت»، آیا انتشارات راه‌یار برنامه‌ای برای ترجمه این آثار و معرفی آن‌ها به مخاطبان خارج از کشور دارد؟ همچنین برای انتقال این روایت‌ها به نسل‌های کم‌سن‌تر، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، آیا برنامه‌ای برای تولید و انتشار آثار متناسب با این گروه‌های سنی دارید؟

بخشی از آثار ما ترجمه شده‌اند. برای نمونه، کتاب «امواج اراده‌ها» به زبان عربی ترجمه و با عنوان «امواج الهمم» در بازارهای عراق و لبنان عرضه شده است. جالب اینکه تعدادی از شیعیان بحرین نیز این کتاب را خریداری کرده و به بحرین برده‌اند و نسخه‌هایی از آن را در اختیار دوستان خود قرار داده‌اند و بازخوردهایشان را نیز به ما منتقل کرده‌اند.

در همین زمینه، خاطره‌ای درباره ترجمه «امواج اراده‌ها» دارم. یکی از اعضای هیئت‌رئیسه پارلمان عراق پس از مشاهده کتاب، گفت که درصدد هستند آن را وارد نظام آموزش‌وپرورش عراق کنند تا در اختیار دانش‌آموزان قرار گیرد و از این طریق، مفاهیمی مانند استقلال، مقابله با وابستگی و تلاش برای پیشرفت و حل مسائل کشورشان را به نسل جدید منتقل کنند.

ترجمه بسیاری از آثار ما در حد توان در حال انجام است، اما برای گسترش این روند به حمایت بیشتری نیاز داریم. اگر این حمایت شکل بگیرد، ترجمه آثار «روایت پیشرفت» به زبان‌های مختلف می‌تواند به نوعی دیپلماسی فرهنگی و حتی یکی از مصادیق صدور آرمان‌های انقلاب اسلامی تبدیل شود.

«روایت پیشرفت» به مخاطب خارجی نشان می‌دهد که اگر یک کشور بتواند مستقل باشد و در برابر جریان‌های فکری وابستگی و غرب‌زدگی مقاومت کند، می‌تواند مسیر پیشرفت خود را طی کند، از وابستگی رهایی یابد و به کشوری قدرتمند تبدیل شود؛ کشوری که بتواند در برابر زورگویی و دشمنی ایستادگی کند. از این منظر، ترجمه این آثار ظرفیت قابل توجهی برای ارتباط فرهنگی با مخاطبان دیگر کشورها دارد، هرچند تحقق گسترده‌تر آن نیازمند حمایت است.

در حوزه کودک و نوجوان نیز فعالیت‌هایی داشته‌ایم. تاکنون بیش از ۱۰ جلد کتاب «روایت پیشرفت» برای کودکان و نوجوانان منتشر کرده‌ایم و بیش از ده‌ها عنوان نیز در دست تولید داریم. برای نمونه، کتاب «بابای موشک‌ها» نوشته فائزه غفارحدادی، روایت پیشرفت صنعت موشکی از زبان شهید حسن طهرانی‌مقدم برای مخاطب کودک است. همچنین مجموعه «آزاده در سرزمین رویان» به روایت دستاوردهای پژوهشگاه رویان برای کودکان می‌پردازد.

مجموعه پنج‌جلدی «ما فردا را می‌سازیم» نیز با استفاده از رنگ‌آمیزی، شعر و داستان‌های متناسب با گروه سنی کودک، دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه‌هایی مانند پزشکی، صنعت موشکی و دانش‌بنیان را به این گروه سنی معرفی می‌کند. در حوزه نوجوان نیز چند رمان واقعی با محوریت روایت پیشرفت در دست تولید داریم که به‌زودی منتشر خواهند شد.

البته معتقدم فعالیت در حوزه کودک و نوجوان هنوز کافی نیست و این بخش نیز به حمایت بیشتری نیاز دارد.

اما درباره «امواج اراده‌ها» باید گفت این کتاب از نخستین آثار حوزه روایت پیشرفت محسوب می‌شود و تلاش کرده است خرده‌روایت‌های کمتر شنیده‌شده از دستاوردهای انقلاب اسلامی را در حوزه‌های مختلف، از نظامی و مدیریتی گرفته تا فرهنگی، گردآوری کند. ویژگی مهم کتاب این است که این مطالب صرفاً به شکل گزارش ارائه نشده‌اند، بلکه هر خرده‌روایت دارای قصه و روایت است.

گزارش عملکرد صرفاً نتیجه را بیان می‌کند؛ یعنی می‌گوید چه کاری انجام شده است. اما «روایت پیشرفت» به چگونگی انجام آن کار می‌پردازد و مسیر رسیدن به نتیجه را روایت می‌کند

به دلیل همین ویژگی‌ها، «امواج اراده‌ها» با استقبال خوبی مواجه شد و به یکی از نمونه‌ها و الگوهای روایت پیشرفت تبدیل شد و حتی در برخی مجموعه‌ها مورد استفاده و تدریس قرار گرفت. برخی از چهره‌های فرهنگی نیز درباره این کتاب صحبت کرده‌اند. در نهایت، تلاش نویسندگان و قلم آنها نیز در موفقیت این اثر نقش مهمی داشته است.

* تفاوت روایت پیشرفت با گزارش عملکرد، تبلیغات یا معرفی دستاوردهای علمی و صنعتی چیست؟

گزارش عملکرد صرفاً نتیجه را بیان می‌کند؛ یعنی می‌گوید چه کاری انجام شده است. اما «روایت پیشرفت» به چگونگی انجام آن کار می‌پردازد و مسیر رسیدن به نتیجه را روایت می‌کند. در واقع، روایت پیشرفت تلاش می‌کند این موضوعات را از قالب روابط‌عمومی و گزارش‌های خشک خارج کند، به آن‌ها درام و قصه بدهد و مخاطب را با مسیر شکل‌گیری یک دستاورد همراه کند.

البته یکی از ویژگی‌های مهم آثار نشر راه‌یار این است که در روایت‌های خود هیچ‌گونه تخیلی وارد نمی‌کنیم. آنچه ارائه می‌شود، روایت واقعی و کامل یک تجربه است. نباید روایت پیشرفت و دستاوردهای کشور را صرفاً در میان اخبار گم کنیم و با یک تیتر، مصاحبه یا گزارش خبری از کنار آن بگذریم. پرداختن به یک دستاورد مهم صرفاً در قالب خبر، به نوعی جفا در حق آن کار و تلاش است و باید روایت مناسبی از چگونگی شکل‌گیری و به نتیجه رسیدن آن ارائه شود.

در این زمینه، ما در دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی(حسینیه هنر)، مجموعه‌ای با عنوان «واحد تاریخ شفاهی» در حسینیه هنر داریم که متشکل از متخصصان حوزه تاریخ شفاهی است. هر سوژه برای ورود به فرایند تحقیق، مسیر مشخصی را طی می‌کند. ابتدا پروپوزال آن طراحی می‌شود و پس از طی مراحل مختلف، از جمله جلسات بررسی و دفاع، سوژه باید به تأیید برسد.

پس از تأیید، محقق فرایند پژوهش را دنبال می‌کند، مصاحبه‌ها را انجام می‌دهد و در این مسیر از استاد راهنما و چند مشاور نیز بهره می‌گیرد. مجموعه مصاحبه‌ها و اطلاعات گردآوری‌شده در اختیار نویسنده قرار می‌گیرد و تأکید ما این است که هیچ عنصر تخیلی به روایت اضافه نشود.

پس از نگارش متن نیز استاد راهنما و استادان مشاور که بر مصاحبه‌های انجام‌شده اشراف دارند، متن را بررسی می‌کنند و اگر مواردی خارج از اطلاعات و روایت‌های ثبت‌شده به متن اضافه شده باشد، آن را حذف و اصلاح می‌کنند. نویسندگان ما نیز عموماً با این شیوه و ضوابط تربیت شده‌اند. البته ما با نویسندگان شناخته‌شده و بزرگی که خارج از دفتر فعالیت می‌کنند نیز همکاری داریم و نویسندگان دیگری که در این حوزه کار می‌کنند نیز با اصول و قواعد ما آشنا هستند.

در نهایت، نظارت گروه تاریخ شفاهی، رعایت مستندات و مشارکت خود سوژه در فرایند تولید اثر، کمک می‌کند تا روایت پیشرفت بدون تخیل و در عین حال جامع و دقیق شکل بگیرد و به یک محصول قابل اتکا و باکیفیت تبدیل شود.

«روایت پیشرفت» نباید در گزارش عملکرد خلاصه شود

* چه حوزه‌هایی از پیشرفت کشور هنوز روایت نشده یا کمتر روایت شده‌اند؟

ما نباید «پیشرفت» را صرفاً در حوزه‌های دانش‌بنیان یا نظامی ببینیم؛ هرچند حتی در همین دو حوزه نیز هنوز با کمبود جدی روایت مواجه هستیم. در حوزه اقتصاد نیز نمونه‌های متعددی از پیشرفت و حل مسائل وجود دارد. با وجود شرایط دشوار اقتصادی، افراد و مجموعه‌هایی در دولت‌های مختلف تلاش کرده‌اند مسائل مهمی را حل کنند؛ برای مثال، اقداماتی که در حوزه آرد و سهمیه‌بندی آرد نانوایی‌ها انجام شد. از این منظر، اگر بسیاری از اقدامات و تلاش‌های جوانان نخبه در حوزه اقتصاد انجام نمی‌شد، ممکن بود با مشکلات بسیار جدی‌تری مواجه شویم.

محور مهم دیگر، حوزه مدیریت است. ما در این حوزه با نمونه‌هایی از خلاقیت مدیریتی، تغییر ساختار و اصلاح شیوه‌های موجود مواجه هستیم. جسارت در ساختار فعلی جمهوری اسلامی اهمیت زیادی دارد؛ اینکه فردی با دانش و اعتقاد، جسارت اصلاح برخی ساختارهای قدیمی را داشته باشد، خلاقیت ایجاد کند، جوانان را وارد سیستم کند و به آنها برای پیشرفت کشور اعتماد کند.

اتفاقاً یکی از پرتکرارترین مسائل در روایت‌هایی که ما ثبت کرده‌ایم، مسئله «اعتماد» است. در بسیاری از موارد، مدیران به جوانان اعتماد نمی‌کنند و گاهی ساختار فکری و مدیریتی آنها نیز اجازه چنین اعتمادی را نمی‌دهد. در حالی که اعتماد به نیروهای جوان و فراهم کردن زمینه بروز خلاقیت آنها می‌تواند منشأ بسیاری از پیشرفت‌ها باشد.

بنابراین، معتقدم «روایت پیشرفت» باید به حوزه‌های مختلف گسترش پیدا کند؛ از پزشکی و اقتصاد گرفته تا حوزه فرهنگی. ما در حوزه فرهنگ نیز فناوری‌ها و روش‌های بومی و تجربه‌های ارزشمندی داریم که می‌توانند موضوع روایت پیشرفت قرار بگیرند. حتی حوزه‌هایی مانند مردم‌شناسی و تجربه‌های اجتماعی نیز ظرفیت‌هایی دارند که می‌توان آنها را در چارچوب روایت پیشرفت دنبال و معرفی کرد.

اما نقش زنان فقط به جایی محدود نمی‌شود که خودشان به‌عنوان سوژه اصلی یک دستاورد یا فعالیت مطرح باشند. گاهی زن در جایگاه مادر، نقش بسیار مهمی در مسیر پیشرفت یک شخصیت ایفا می‌کند

* با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از روایت‌های پیشرفت تاکنون حول محور چهره‌های مرد شکل گرفته است، نقش زنان را در این حوزه چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا زنان در دستاوردها و تجربه‌های پیشرفت کشور سهم قابل توجهی داشته‌اند و به نظر شما حضور و سهم آن‌ها در روایت‌های منتشرشده، متناسب با واقعیت این نقش بوده است؟

از سه جنبه می‌توان به نقش زنان در روایت پیشرفت نگاه کرد. نخست، زمانی است که خودِ سوژه یک زن است. ما نمونه‌های متعددی از زنانی داریم که در حوزه‌های مختلف، از ورزش و فرهنگ گرفته تا علم و پزشکی، به موفقیت‌های قابل توجهی دست پیدا کرده‌اند. برای نمونه، کتاب «دختران ایران» به روایت زندگی و موفقیت زنان و دخترانی پرداخته است که در عرصه‌های مختلف به دستاوردهایی رسیده‌اند. واقعیت این است که سهم زنان در این عرصه‌ها نسبت به مردان کم نیست و زنان بسیاری در مسیر پیشرفت کشور نقش‌آفرین بوده‌اند.

با این حال، وقتی از «قهرمان زن» صحبت می‌کنیم، ممکن است بسیاری از مردم تنها نام یک یا چند چهره محدود به ذهنشان برسد. در حالی که ما زنان بسیاری داریم که با حفظ هویت و باورهای خود توانسته‌اند به قله‌های پیشرفت برسند. خانم بی‌بی‌فاطمه حقیرسادات یکی از این نمونه‌هاست که روایت زندگی او نیز در دست تدوین است و ان‌شاءالله در آینده نزدیک منتشر خواهد شد. نمونه‌های دیگری نیز مانند خانم خطیب، به‌عنوان یک فعال اجتماعی، وجود دارند که تجربه و فعالیت‌هایشان می‌تواند در چارچوب روایت پیشرفت مورد توجه قرار گیرد.

اما نقش زنان فقط به جایی محدود نمی‌شود که خودشان به‌عنوان سوژه اصلی یک دستاورد یا فعالیت مطرح باشند. گاهی زن در جایگاه مادر، نقش بسیار مهمی در مسیر پیشرفت یک شخصیت ایفا می‌کند. در برخی از روایت‌های ما، مادرِ یک فرد نقش تعیین‌کننده‌ای در تربیت او داشته است؛ از طریق تربیت صحیح، انتقال ارزش‌ها و آرمان‌ها و فراهم کردن بستری که فرزند بتواند در آن با آموزه‌های دینی و انقلابی رشد کند و در نهایت به قله‌های پیشرفت برسد.

وجه دیگر، نقش زن در جایگاه همسر است. این نقش نیز در بسیاری از روایت‌های پیشرفت بسیار پررنگ است. بسیاری از سوژه‌های ما تأکید کرده‌اند که بخشی از موفقیت و پیشرفت خود را مدیون همراهی و حمایت همسرشان هستند. بنابراین، حتی اگر خودِ زن به‌عنوان سوژه اصلی یک دستاورد مطرح نباشد، ممکن است نقش مادر یا همسر او در شکل‌گیری آن موفقیت بسیار تعیین‌کننده باشد.

به همین دلیل، معتقدم نقش زنان در روایت پیشرفت را نباید صرفاً با تعداد زنانی که به‌عنوان سوژه اصلی معرفی شده‌اند، سنجید. زنان گاهی به‌صورت مستقیم و گاهی در جایگاه مادر، همسر یا همراه، نقشی اساسی در شکل‌گیری مسیر پیشرفت ایفا می‌کنند. ما نیز در کتاب‌های منتشرشده و آثار در دست تدوین، تلاش کرده‌ایم این ابعاد مختلف را مورد توجه قرار دهیم؛ از جمله کتاب «دختران ایران» و همچنین روایت‌هایی درباره زنان دیگری که در این حوزه در حال آماده‌سازی و انتشار است.

دبیرسرویس: #میثم_عربی

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید