به گزارش خبرنگار مهر؛ تحولات نظامی سال ۲۰۲۶ در منطقه غرب آسیا نظیر تجاوز نظامی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به ایران و جنگ اوکراین و روسیه در اروپای شرقی نشان میدهد که این وابستگی فناورانه بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از آسیبپذیریهای اساسی دولتها است.
بر اساس گزارش اخیر نشریه تایم با عنوان «چرا مراکز داده به اهداف نظامی تبدیل شدهاند؟»، حملات به زیرساختهای پردازشی در ایران، کشورهای حاشیه خلیج فارس و جنگ روسیه و اوکراین، نشانه ظهور عرصه تازهای از منازعات ژئوپلیتیکی است. اهمیت این تحول صرفاً به تخریب تجهیزات یا اختلال در خدمات ابری محدود نمیشود. مسئله بنیادی آن است که زیرساخت محاسباتی مورد نیاز هوش مصنوعی اکنون بخشی از ظرفیت راهبردی کشورها محسوب میشود و حفاظت از آن به یکی از موضوعات اصلی حکمرانی فناوری و سیاستگذاری امنیت ملی تبدیل شده است.
تبدیل قدرت پردازشی به مؤلفه امنیت ملی
رشد مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی، تقاضا برای توان پردازشی، ذخیرهسازی اطلاعات و خدمات رایانش ابری را بهشدت افزایش داده است. شرکتهای بزرگ فناوری سالانه صدها میلیارد دلار برای توسعه این ظرفیتها سرمایهگذاری میکنند. همزمان بخشهایی مانند بانکداری، ارتباطات، سلامت، انرژی و حملونقل برای استمرار خدمات خود به مراکز داده وابستهتر از گذشته شدهاند.
کرک کامرون، مدیر و بنیانگذار مؤسسه رایانش پیشرفته دانشگاه ویرجینیا تک، در گفتوگو با تایم تأکید میکند که مراکز داده اکنون در مسیر حیاتی عملکرد زیرساختهای دیجیتال قرار گرفتهاند. به اعتقاد او، از دست رفتن مراکز داده کلیدی میتواند به اختلالات گسترده اقتصادی، اختلال در خدمات حملونقل و سامانههای وابسته به موقعیتیابی و آسیب به خدمات ضروری دولت از جمله سلامت، امدادرسانی و شبکههای برق منجر شود.
این ارزیابی بیانگر تغییر مهمی در مفهوم امنیت زیرساختی است. در الگوهای سنتی، حفاظت از نیروگاهها، خطوط انتقال انرژی و شبکههای مخابراتی اولویت داشت. در اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی، ظرفیت محاسباتی نیز باید در کنار این زیرساختها قرار گیرد. البته میزان آسیبپذیری هر خدمت به معماری فنی، سطح افزونگی و وابستگی آن به یک مرکز داده مشخص بستگی دارد و تخریب یک مرکز الزاماً به فروپاشی همه خدمات وابسته منجر نخواهد شد.
هوش مصنوعی و ظهور اهداف نظامی جدید
کاربرد نظامی هوش مصنوعی یکی از عوامل اصلی افزایش اهمیت راهبردی مراکز داده است. نیروهای مسلح اوکراین از سامانههای هوشمند برای هدفیابی پهپادها، برنامهریزی عملیاتی و تحلیل حملات موشکی روسیه استفاده میکنند. شرکت آمریکایی پالانتیر نیز در توسعه فناوریهای نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی با اوکراین همکاری دارد. همچنین، ارتش آمریکا از سامانه «Maven» این شرکت برای پشتیبانی از شناسایی اهداف نظامی بهره میگیرد.
چنین کاربردهایی بیانگر آن است که توان پردازش و تحلیل داده میتواند مستقیماً بر سرعت تصمیمگیری، دقت شناسایی اهداف و اثربخشی عملیات نظامی تأثیر بگذارد. از این منظر، اختلال در مراکز داده ممکن است علاوه بر تحمیل هزینه اقتصادی، توان اطلاعاتی و عملیاتی طرف مقابل را کاهش دهد.
با این حال، ذکر این نکته مهم است که اهمیت نظامی مراکز داده به معنای مشروعیت حمله به تمامی آنها نیست. مطابق اصول حقوق بینالملل بشردوستانه، تعیین ماهیت هدف نظامی مستلزم بررسی نقش واقعی تأسیسات در عملیات نظامی، مزیت نظامی مشخص حاصل از حمله و رعایت اصول تفکیک، تناسب و احتیاطات لازم است. از همین روی، میتوان نتیجه گرفت که عملکرد جمهوری اسلامی ایران در هدف قرار دادن مراکز داده پشتیبانی کننده از عملیات نظامی آمریکا در جریان تجاوز به کشورمان، موجه و مشروع است.
تجربه حملات سال ۲۰۲۶ و آشکار شدن آسیبپذیری زیرساختهای دیجیتال
بر اساس گزارش تایم، در مارس ۲۰۲۶ دو مرکز داده متعلق به آمازون در امارات متحده عربی هدف حمله موشکی و پهپادی ایران قرار گرفتند و تأسیسات دیگری در بحرین بر اثر حمله پهپادی در مجاورت آن آسیب دید. آمازون در اطلاعیه ۱۵ سپتامبر اعلام کرد که همچنان نتوانسته است دسترسی به منابع و دادههای میزبانیشده در دو منطقه آسیبدیده را بازیابی کند.
این رخداد اهمیت تداوم کسبوکار و تابآوری خدمات ابری را آشکار میسازد. تمرکز دادهها و ظرفیت پردازشی در تأسیسات بزرگ، ضمن افزایش بهرهوری و صرفههای مقیاس، میتواند پیامدهای یک حمله موفق را تشدید کند.
علاوه بر این، در اواخر ماه سپتامبر حملات روسیه به مراکز داده اوکراین موجب اختلال در پخش تلویزیونی و دسترسی اینترنتی شد. وزارت دفاع روسیه مدعی بود این تأسیسات در پردازش و انتقال اطلاعات اطلاعاتی نیروهای مسلح اوکراین نقش دارند.
کشور اوکراین نیز از هشتم اکتبر حملات متقابلی علیه مراکز داده شرکت روسی یاندکس آغاز کرد. طبق گزارش رسانه مدوزا، تأسیسات ساسوو که هدف یکی از این حملات قرار گرفت، میزبان دو مورد از سه ابررایانه مورد استفاده یاندکس برای توسعه مدلهای هوش مصنوعی بود. اختلال ناشی از حمله بر خدمات شرکتهایی از جمله راهآهن روسیه، مگافون، تیبانک و برخی رسانهها تأثیر گذاشت.
به عقیده کارشناسان، این تجربه نشان میدهد که مرز میان زیرساختهای نظامی، تجاری و عمومی در محیط دیجیتال به شکل فزایندهای درهمتنیده شده است. حمله به یک مرکز داده ممکن است همزمان فعالیتهای اقتصادی، ارتباطی و خدمات عمومی را تحت تأثیر قرار دهد و دامنه خسارت را فراتر از هدف اولیه گسترش دهد.
بازنگری معماری مراکز داده و راهبردهای سرمایهگذاری
افزایش تهدیدات نظامی، شرکتهای فناوری و دولتها را به بازنگری در الگوی استقرار زیرساختهای پردازشی واداشته است. نمونه برجسته این تحول، تصمیم امارات متحده عربی برای تجدیدنظر در طرح احداث مجموعه مراکز داده هوش مصنوعی با ظرفیت پنج گیگاوات است.
طبق گزارش ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۶ رویترز، این پروژه ابتدا برای احداث در مجموعهای به وسعت حدود ده مایل مربع در ابوظبی طراحی شده بود، اما پس از حملات، توزیع جغرافیایی تأسیسات در نقاط مختلف امارات در دستور بررسی قرار گرفت. استفاده از سازههای مقاوم در برابر انفجار، احداث بخشهایی در زیرزمین و تقویت پدافند نیز از گزینههای مطرحشده است.
این تغییر رویکرد نشان میدهد که معیارهای مکانیابی مراکز داده دیگر صرفاً به هزینه انرژی، دسترسی به منابع آب، اتصال شبکه و بازده اقتصادی محدود نیست و ارزیابی تهدیدات نظامی، میزان تمرکز زیرساخت و امکان بازیابی خدمات نیز باید در محاسبات سرمایهگذاری لحاظ شود.
همچنین، مستندات فنی آمازون نیز بر ضرورت معماری چندمنطقهای برای خدمات بسیار حساس تأکید دارد. این معماری میتواند احتمال توقف همزمان خدمات را کاهش دهد، هرچند هزینه و پیچیدگی عملیاتی بیشتری ایجاد میکند.
چالش بازدارندگی و مسئولیت دولتها
یکی از پیچیدهترین پیامدهای این تحولات، ابهام درباره مسئولیت دولتها در قبال حملات به زیرساختهای خصوصی فرامرزی است. امیلی هاردینگ، مدیر برنامه اطلاعات، امنیت ملی و فناوری مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا، در گزارش تایم این پرسش را مطرح میکند که حمله روسیه به مرکز داده متعلق به مایکروسافت که به اوکراین خدمات ارائه میدهد، باید حمله به اوکراین تلقی شود یا به شرکت آمریکایی و حتی منافع ایالات متحد؟
این مسئله از منظر حقوق بینالملل اهمیت بنیادین دارد، زیرا مالکیت خارجی تأسیسات بهتنهایی موجب انتساب حمله به دولت متبوع شرکت یا تحقق شرایط دفاع مشروع نمیشود. ارزیابی حقوقی چنین اقداماتی مستلزم بررسی ماهیت هدف، آثار حمله، انتساب رفتار به دولت و آستانههای مقرر در حقوق بینالملل است.
در سطح سیاستگذاری نیز دولتها باید درباره حدود تعهد خود به حفاظت از زیرساختهای دیجیتال خصوصی، سازوکارهای همکاری امنیتی و تقسیم مسئولیت میان ارائهدهندگان خدمات ابری و نهادهای عمومی تصمیمگیری کنند.
الزامات سیاستگذاری عمومی در عصر زیرساختهای هوشمند
تجربه حملات اخیر ضرورت گذار از سیاستگذاری صرفاً توسعهمحور به حکمرانی مبتنی بر تابآوری دیجیتال را برای همه کشورهای جهان، برجسته میسازد. در این چارچوب، شناسایی وابستگیهای متقابل خدمات عمومی به مراکز داده، تدوین استانداردهای تداوم خدمت، الزام به تهیه نسخههای پشتیبان مستقل و ارزیابی دورهای مخاطرات فیزیکی و سایبری اهمیت ویژهای دارد.
همچنین دولتها باید میان مزایای اقتصادی تمرکز ظرفیت پردازشی و مخاطرات امنیتی آن تعادل برقرار کنند. توسعه مراکز داده پراکنده بدون هماهنگی نهادی و استانداردهای مشترک نیز الزاماً تابآوری ایجاد نمیکند. در چنین وضعیتی، سیاست مؤثر باید بر تحلیل ریسک، تنوع تأمینکنندگان، قابلیت انتقال بار پردازشی و آزمون عملی برنامههای بازیابی استوار باشد.
جمعبندی
تبدیل مراکز داده به اهداف نظامی بیانگر دگرگونی ماهیت قدرت در عصر هوش مصنوعی است. ظرفیت پردازش اطلاعات اکنون علاوه بر ایجاد مزیت اقتصادی و فناورانه، بر توان دفاعی و استمرار خدمات حیاتی دولتها تأثیر میگذارد.
مهمترین پیام سیاستی این تحول آن است که توسعه هوش مصنوعی بدون سرمایهگذاری متناسب در امنیت و تابآوری زیرساختهای آن میتواند وابستگیهای پرهزینه و آسیبپذیریهای راهبردی ایجاد کند. بنابراین سیاستگذاری عمومی باید حفاظت از ظرفیت محاسباتی، استمرار خدمات دیجیتال و تنظیم مسئولیت بازیگران دولتی و خصوصی را به اجزای اصلی راهبرد ملی هوش مصنوعی تبدیل کند.
در نهایت، مزیت راهبردی کشورها تنها با میزان توان پردازشی آنها سنجیده نخواهد شد، بلکه توانایی حفاظت، بازیابی و استمرار بهرهبرداری از این ظرفیتها در شرایط بحران نیز به شاخصی تعیینکننده در امنیت ملی و رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل میشود.
دبیرسرویس: #هادی_اسماعیلی
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه