کد خبر: 469635
۰
۰
نسخه چاپی

از مسجد شعبان تا محراب شهادت؛ روایت یک مبارزه ناتمام

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها؛ اسد بابایی: دهم آبان برای تبریز تنها یادآور سالروز شهادت یک عالم دینی نیست؛ این روز بخشی از حافظه تاریخی شهری است که در سال‌های مبارزه با حکومت پهلوی، روحانیت مبارز، مردم و جریان‌های انقلابی آن نقشی تعیین‌کننده در تحولات سیاسی کشور ایفا کردند. ۴۷ سال پیش، آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی، نخستین شهید محراب انقلاب اسلامی، پس از سال‌ها فعالیت علمی، فرهنگی و مبارزاتی، در مسیر بازگشت از مسجد شعبان تبریز هدف ترور قرار گرفت و به شهادت رسید.

قاضی طباطبایی از جمله چهره‌هایی بود که نمی‌توان شخصیت و جایگاه تاریخی او را تنها با عنوان امام جمعه تبریز یا نخستین شهید محراب توضیح داد. او عالمی برخاسته از سنت علمی حوزه‌های دینی بود که فعالیت‌های مذهبی‌اش با کنشگری اجتماعی و سیاسی پیوند خورد و در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران، به یکی از محورهای اصلی هدایت جریان انقلابی در آذربایجان تبدیل شد.

بررسی زندگی این عالم مبارز نشان می‌دهد که شهادت او پایان یک مسیر ناگهانی نبود؛ بلکه فرجام سال‌ها ایستادگی در برابر استبداد، تحمل زندان و تبعید و حضور در متن تحولات سیاسی و اجتماعی تبریز بود.

از خانواده‌ای روحانی تا حوزه‌های علمی قم و نجف

آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی در سال ۱۳۳۳ هجری قمری در تبریز متولد شد. او در خانواده‌ای روحانی پرورش یافت و تحصیلات مقدماتی علوم دینی را نزد پدرش، آیت‌الله حاج میرزا باقر قاضی طباطبایی و عمویش، آیت‌الله میرزا اسدالله قاضی طباطبایی آغاز کرد.

محیط خانوادگی و علمی او از همان ابتدا با مباحث دینی و مسائل اجتماعی جامعه پیوند داشت. تحصیل در حوزه علمیه تبریز، زمینه ورود او به مراحل بالاتر آموزش علوم اسلامی را فراهم کرد و پس از آن برای تکمیل آموخته‌های خود راهی قم شد.

قاضی طباطبایی در حوزه علمیه قم از محضر استادان برجسته‌ای همچون آیت‌الله سیدمحمد حجت کوه‌کمره‌ای، آیت‌الله سیدصدرالدین صدر، آیت‌الله سیدحسین بروجردی و آیت‌الله سیدمحمدتقی خوانساری بهره برد. حضور در درس‌های امام خمینی(ره) نیز از بخش‌های مهم دوران تحصیل او بود؛ ارتباطی علمی و فکری که بعدها در مواضع سیاسی و فعالیت‌های مبارزاتی وی نمود پیدا کرد.

او سپس برای ادامه تحصیلات حوزوی به نجف اشرف رفت و در آنجا از درس علمای برجسته‌ای همچون آیت‌الله سیدمحسن حکیم، شیخ عبدالحسین رشتی، میرزا باقر زنجانی، آیت‌الله بجنوردی و شیخ محمدحسین کاشف‌الغطاء بهره گرفت.

اقامت در نجف تنها به تحصیل محدود نماند. ارتباط با محافل علمی و دینی و آشنایی نزدیک‌تر با مسائل جهان اسلام، افق فکری او را گسترش داد و زمینه بازگشتش به تبریز با اندوخته‌ای از دانش فقهی و تجربه‌های حوزوی را فراهم کرد.

از مسجد شعبان تا محراب شهادت؛ روایت یک مبارزه ناتمام

تبعید؛ نخستین رویارویی جدی با استبداد

فعالیت‌های سیاسی قاضی طباطبایی به سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی محدود نبود. او در دوران حکومت پهلوی اول نیز به دلیل همراهی با جریان‌های اعتراضی و فعالیت‌های مذهبی با محدودیت‌های حکومتی روبه‌رو شد.

در جریان قیام مردم تبریز در سال ۱۳۱۶ شمسی، او به همراه پدرش تحت فشار حکومت قرار گرفت و مدتی از زادگاه خود دور شد. این تجربه، نخستین مواجهه جدی او با سیاست‌های سرکوبگرانه حکومت بود؛ تجربه‌ای که در سال‌های بعد با دستگیری، زندان و تبعیدهای متعدد ادامه یافت.

با بازگشت به تبریز، فعالیت‌های علمی و مذهبی خود را از سر گرفت و در کنار تدریس و تحقیق، به فعالیت‌های اجتماعی و هدایت دینی مردم پرداخت.

با آغاز نهضت امام خمینی(ره) در سال ۱۳۴۱، جایگاه قاضی طباطبایی در جریان مبارزات سیاسی پررنگ‌تر شد. او از جمله روحانیونی بود که در آذربایجان از مواضع امام خمینی حمایت می‌کرد و در انتشار اعلامیه‌ها و تبیین دیدگاه‌های نهضت اسلامی نقش داشت.

این فعالیت‌ها واکنش دستگاه امنیتی رژیم پهلوی را به دنبال داشت. او بازداشت و به زندان قزل‌قلعه تهران منتقل شد و در ادامه نیز به دلیل مواضع سیاسی و حمایت از نهضت امام خمینی، به بافت کرمان و زنجان تبعید شد.

تبعید برای قاضی طباطبایی به معنای کنار گذاشتن فعالیت‌های فکری و اعتقادی نبود. او حتی در دوران دوری از تبریز نیز ارتباط خود را با جریان مبارزه حفظ کرد و پس از پایان محدودیت‌ها به فعالیت‌های دینی و اجتماعی بازگشت.

مسجد شعبان؛ از پایگاه دینی تا کانون مبارزه سیاسی

برای شناخت جایگاه قاضی طباطبایی در تاریخ معاصر تبریز، نمی‌توان از مسجد شعبان به سادگی گذشت.

این مسجد در سال‌های مبارزه با حکومت پهلوی، فراتر از یک محل برگزاری نماز و مراسم مذهبی، به یکی از کانون‌های اصلی فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی شهر تبدیل شده بود. حضور قاضی طباطبایی در این مسجد، ارتباط مستمر او با مردم و مواضع صریحش در برابر حکومت، به این مکان جایگاهی ویژه در تحولات انقلابی تبریز بخشیده بود.

در آن دوره، مساجد نقش مهمی در سازماندهی اجتماعی و انتقال پیام‌های سیاسی و مذهبی داشتند. محدودیت فعالیت احزاب و تشکل‌های مستقل از یک سو و اعتماد عمومی به روحانیت از سوی دیگر، موجب شده بود مساجد به محل تجمع نیروهای مذهبی و معترضان تبدیل شوند.

قاضی طباطبایی با بهره‌گیری از این ظرفیت، در کنار فعالیت‌های علمی و تبلیغی، در هدایت جریان‌های اعتراضی و تبیین مواضع نهضت اسلامی نقش داشت.

نفوذ اجتماعی او تنها به حلقه شاگردان و نمازگزاران محدود نبود و ارتباطش با اقشار مختلف مردم، به‌ویژه در مقاطع حساس سیاسی، جایگاه او را در تحولات آذربایجان تثبیت کرده بود.

از قیام ۲۹ بهمن تا روزهای پایانی حکومت پهلوی

یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخی که نام قاضی طباطبایی با آن پیوند خورده، قیام ۲۹ بهمن ۱۳۵۶ مردم تبریز است؛ رویدادی که در واکنش به حوادث قم شکل گرفت و به یکی از نقاط عطف گسترش انقلاب اسلامی تبدیل شد.

پس از سرکوب اعتراضات مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶، برگزاری مراسم چهلم جان‌باختگان این حادثه در شهرهای مختلف کشور به فرصتی برای تداوم اعتراضات علیه حکومت پهلوی تبدیل شد. تبریز نیز در این روند نقشی تعیین‌کننده ایفا کرد.

در شکل‌گیری فضای اعتراضی آن روزها، نقش روحانیون مبارز و شبکه ارتباطی مساجد اهمیت ویژه‌ای داشت. آیت‌الله قاضی طباطبایی از چهره‌های مؤثر مذهبی و سیاسی تبریز بود که در همراهی با نهضت امام خمینی و هدایت جریان انقلابی شهر نقش‌آفرینی کرد.

قیام ۲۹ بهمن تبریز از نظر گستره و تأثیر سیاسی، فراتر از یک اعتراض محلی بود. این واقعه با ایجاد موجی از مراسم چهلم در دیگر شهرها، به استمرار چرخه اعتراضات و گسترش جنبش انقلابی کمک کرد.

در ماه‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز قاضی طباطبایی در سازماندهی تجمعات، برگزاری مراسم مذهبی و هدایت حرکت‌های اعتراضی حضور داشت. او از جمله امضاکنندگان اعلامیه‌های مهم انقلابی بود و در جریان تحولات سال ۱۳۵۷، از برپایی اعتراضات مردمی حمایت می‌کرد.

این نقش‌آفرینی سبب شد نام او در کنار دیگر چهره‌های اثرگذار انقلاب در آذربایجان قرار گیرد؛ چهره‌ای که هم از اعتبار علمی و دینی برخوردار بود و هم ارتباط مستقیمی با بدنه اجتماعی مبارزه داشت.

مسئولیت پس از انقلاب؛ از مرجعیت اجتماعی تا امامت جمعه

با پیروزی انقلاب اسلامی، مسئولیت‌های قاضی طباطبایی وارد مرحله تازه‌ای شد. او که پیش از انقلاب یکی از محورهای اصلی جریان انقلابی در تبریز بود، پس از پیروزی انقلاب نیز در ساماندهی فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی و همراهی با ساختار جدید کشور نقش داشت.

امام خمینی(ره) او را به امامت جمعه تبریز و نمایندگی خود در آذربایجان منصوب کرد. به این ترتیب، جایگاه اجتماعی و سیاسی او از فعالیت‌های مبارزاتی دوران پیش از انقلاب به مسئولیت رسمی در ساختار جمهوری اسلامی منتقل شد.

امامت جمعه در آن مقطع، تنها یک جایگاه عبادی نبود؛ بلکه تریبونی برای تبیین مسائل روز، بیان مواضع انقلاب، ارتباط با مردم و مواجهه با چالش‌های سیاسی و اجتماعی به شمار می‌رفت.

قاضی طباطبایی در این جایگاه تلاش داشت ارتباط خود را با مردم حفظ کند و از ظرفیت نماز جمعه برای طرح مسائل اعتقادی، اجتماعی و سیاسی بهره ببرد.

اهمیت این مسئولیت زمانی بیشتر روشن می‌شود که بدانیم انقلاب اسلامی در ماه‌های نخست استقرار خود با مسائل و اختلافات سیاسی و اجتماعی متعددی مواجه بود و چهره‌های مورد اعتماد مردم در شهرهای مختلف، مسئولیت مهمی در حفظ انسجام و تبیین مواضع نظام تازه‌تأسیس بر عهده داشتند.

دهم آبان ۱۳۵۸؛ روزی که مسیر بازگشت از مسجد به حادثه‌ای تاریخی تبدیل شد

دهم آبان ۱۳۵۸، مصادف با عید سعید قربان و دهم ذی‌الحجه ۱۳۹۹ قمری بود. آیت‌الله قاضی طباطبایی در آن روز نماز عید قربان را اقامه کرد و در برنامه‌های مذهبی و اجتماعی روز عید حضور داشت.

اما شامگاه همان روز، پس از اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد شعبان، هنگام بازگشت به منزل هدف حمله مسلحانه قرار گرفت.

بر اساس روایت‌های تاریخی منتشرشده، مهاجم در تاریکی شب به خودروی حامل او نزدیک شد و با شلیک گلوله، این عالم مبارز را به‌شدت مجروح کرد. او پس از انتقال به بیمارستان، بر اثر جراحات وارده به شهادت رسید.

گروه فرقان مسئولیت این ترور را بر عهده گرفت؛ گروهی که در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شماری از شخصیت‌های سیاسی، مذهبی و فکری کشور را هدف عملیات تروریستی قرار داده بود.

ترور قاضی طباطبایی در شرایطی اتفاق افتاد که هنوز مدت زیادی از پیروزی انقلاب نگذشته بود و فضای سیاسی کشور با تنش‌ها و اقدامات خشونت‌آمیز گروه‌های مختلف روبه‌رو بود.

انتخاب یکی از چهره‌های برجسته مذهبی و سیاسی تبریز برای ترور، نشان می‌داد که این اقدام صرفاً حذف یک شخصیت محلی نبود؛ بلکه ضربه زدن به یکی از کانون‌های مؤثر اجتماعی و سیاسی انقلاب در شمال غرب کشور را دنبال می‌کرد.

از مسجد شعبان تا محراب شهادت؛ روایت یک مبارزه ناتمام

واکنش امام خمینی(ره)؛ شهادت یک عالم مجاهد در پیام تاریخی

شهادت قاضی طباطبایی با واکنش امام خمینی(ره) همراه شد. ایشان در یازدهم آبان ۱۳۵۸، در پیامی خطاب به ملت ایران، این حادثه را تسلیت گفتند و از مردم آذربایجان خواستند با وجود این مصیبت‌ها، مسیر مبارزه و اهداف انقلاب را ادامه دهند.

در بخشی از این پیام آمده است:

با کمال تأسف ضایعه ناگوار شهادت عالم مجاهد، حجت الاسلام و المسلمین، آقای حاج سید محمد علی قاضی طباطبایی ـ رحمه الله علیه ـ را به عموم مسلمانان متعهد و علمای اعلام مجاهد و مردم غیور مجاهد آذربایجان و خصوص بازماندگان این شهید سعید تسلیت عرض می‌کنم.

امام خمینی(ره) در ادامه، شهادت او را عاملی برای افزایش عزم و اراده مردم دانستند و بر ادامه تلاش‌ها در مسیر اهداف اسلامی و احقاق حقوق مستضعفان تأکید کردند.

این پیام در جلد دهم صحیفه امام، صفحات ۴۲۰ و ۴۲۱ ثبت شده است و از اسناد مهم مربوط به واکنش رهبری انقلاب به ترور نخستین شهید محراب به شمار می‌رود.

پیکر آیت‌الله قاضی طباطبایی پس از تشییع در تبریز، در مسجد مقبره و در محل آرامگاه خانوادگی به خاک سپرده شد؛ مکانی که امروز نیز یادآور حضور و نقش تاریخی این عالم مبارز در شهر تبریز است.

چرا قاضی طباطبایی نخستین شهید محراب نام گرفت؟

عنوان نخستین شهید محراب انقلاب اسلامی برای قاضی طباطبایی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. او نخستین امام جمعه‌ای بود که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در جریان ترورهای هدفمند علیه شخصیت‌های مذهبی و سیاسی، به شهادت رسید.

این عنوان در سال‌های بعد با شهادت دیگر امامان جمعه کشور، از جمله آیت‌الله سیداسدالله مدنی در تبریز، آیت‌الله محمد صدوقی در یزد و آیت‌الله عطاءالله اشرفی اصفهانی در کرمانشاه، در حافظه تاریخی انقلاب اسلامی تثبیت شد.

از این منظر، نام قاضی طباطبایی تنها با یک حادثه تروریستی گره نخورده، بلکه به بخشی از تاریخ شکل‌گیری نهاد امامت جمعه و نقش روحانیت در تحولات سیاسی پس از انقلاب تبدیل شده است.

از مسجد شعبان تا محراب شهادت؛ روایت یک مبارزه ناتمام

میراثی فراتر از یک نام و یک مناسبت

بازخوانی زندگی آیت‌الله قاضی طباطبایی، فرصتی برای شناخت بخشی از تاریخ سیاسی و اجتماعی تبریز در سده معاصر است؛ تاریخی که در آن، حوزه‌های علمیه، مساجد، شبکه‌های مردمی و شخصیت‌های مذهبی در شکل‌گیری تحولات سیاسی نقش داشتند.

قاضی طباطبایی در طول زندگی خود سه عرصه را به یکدیگر پیوند زد: تحصیل و پژوهش دینی، ارتباط اجتماعی با مردم و فعالیت سیاسی در برابر حکومت پهلوی. همین پیوند بود که به او امکان داد در مقاطع مختلف تاریخی، از تبعید و زندان تا روزهای اوج انقلاب، در صحنه باقی بماند.

اهمیت تاریخی او را نمی‌توان صرفاً در چگونگی شهادتش خلاصه کرد. آنچه جایگاه او را ماندگار کرده، مجموعه‌ای از سال‌ها فعالیت علمی، حضور در متن مبارزات مردمی، نقش‌آفرینی در قیام تبریز و پذیرش مسئولیت‌های اجتماعی پس از انقلاب است.

امروز، ۴۷ سال پس از دهم آبان ۱۳۵۸، یادآوری نام نخستین شهید محراب می‌تواند فرصتی برای بازخوانی این پرسش نیز باشد که شخصیت‌های اثرگذار تاریخ معاصر چگونه توانستند میان اعتبار علمی، مسئولیت اجتماعی و کنش سیاسی پیوند برقرار کنند.

تبریز در تاریخ انقلاب اسلامی تنها به واسطه قیام ۲۹ بهمن شناخته نمی‌شود؛ این شهر با نام عالمانی نیز گره خورده است که در بزنگاه‌های تاریخی، از جایگاه علمی و اجتماعی خود برای همراهی با مردم بهره گرفتند. آیت‌الله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی یکی از برجسته‌ترین این چهره‌هاست؛ عالمی که زندگی‌اش با مبارزه آغاز شد، با مسئولیت اجتماعی ادامه یافت و در مسیر بازگشت از مسجد به شهادت رسید.

دبیرسرویس: #میثم_عربی

منبع : مهر

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید