کد خبر: 467034
۰
۰
نسخه چاپی

حوض خون میان خاطره و تاریخ شفاهی معلق مانده است

به گزارش قم پرس نشست نقد و بررسی کتاب «حوض خون» نوشته فاطمه سادات میرعالی با حضور احمدشاکری منتقد ادبی در برگزار شد.

احمد شاکری، منتقد ادبی، در نشست نقد و بررسی کتاب «حوض خون» با اشاره به یکی از وجوه قابل توجه کتاب «حوض خون» گفت: این کتاب و برخی آثار مشابه، ایده اصلی ادبیات سیاه دفاع مقدس را به چالش کشیده‌اند.

وی توضیح داد: ادبیات سیاه دفاع مقدس، به‌ویژه پس از پذیرش قطعنامه و در دهه ۷۰، به‌عنوان جریانی شکل گرفت که در برابر ادبیات حماسی ایستاد و مدعی بود برخی واقعیت‌های دفاع مقدس در روایت‌های حماسی سانسور یا کتمان شده‌اند. این جریان تلاش داشت به سراغ واقعیت‌های ناگفته‌ای مانند شکست، ضعف، فرار، آوارگی و خسارت‌های روحی و جسمی جنگ برود.

شاکری افزود: تلقی این جریان آن بود که اگر از شکست و ضعف سخن گفته شود، دیگر نمی‌توان از آن حماسه ساخت؛ در حالی که «حوض خون» دقیقاً به سراغ موقعیتی رفته که از منظر ادبیات سیاه می‌توانست بهترین دستمایه برای چنین روایتی باشد.

وی با اشاره به فضای روایت‌شده در «حوض خون» اظهار کرد: در سراسر این کتاب با بوی وایتکس، آب آمیخته با خون، تکه‌های بدن، دست‌هایی که بر اثر شست‌وشوی مداوم زخمی و ساییده شده‌اند، بیماری‌های ریوی، گریه و ناله مواجهیم؛ یعنی موقعیتی که ظاهراً ظرفیت بالایی برای روایت سیاه از جنگ دارد، اما کتاب از این موقعیت به چنین نتیجه‌ای نمی‌رسد.

هر موقعیتی می‌تواند به روایت حماسی تبدیل شود

شاکری تأکید کرد: اهمیت «حوض خون» در این است که نشان می‌دهد برای بیان ارزش‌ها و درون‌مایه‌های دینی و حماسی، لزوماً نباید فقط سراغ موقعیت‌های پیروزی رفت. می‌توان از موقعیت‌های سخت، تلخ و حتی شکست نیز سخن گفت، اما برون‌داد و درون‌مایه اثر الزاماً به ضعف، تردید یا نفی ارزش‌های دفاع مقدس منتهی نمی‌شود.

وی خاطرنشان کرد: اینکه یک موقعیت چه درون‌مایه‌ای تولید می‌کند، صرفاً به خود موقعیت وابسته نیست و سطح‌بندی موقعیت‌ها و ظرفیت‌شناسی آنها بحث دیگری است که می‌تواند موضوع پژوهش‌های جدی در حوزه ادبیات دفاع مقدس باشد.

در این تقریظ آمده است: «اولین احساس پس از خواندن بخش‌هایی از این کتاب، احساس شرم از بی‌عملی در مقایسه با مجاهدت این مجاهدان خاموش و گمنام بود» و سپس از این اثر به‌عنوان روایتی از بخش ناشناخته و ناگفته‌ای از ماجرای عظیم دفاع مقدس یاد شده است

تقریظ رهبر شهید انقلاب بر «حوض خون» باید در منظومه فکری ایشان خوانده شود

احمد شاکری، منتقد ادبی، با اشاره به قرار گرفتن کتاب «حوض خون» در شمار آثاری که مورد تقریظ رهبر انقلاب قرار گرفته‌اند، گفت: تقریظ‌های رهبر شهید انقلاب در حوزه کتاب و به‌ویژه ادبیات دفاع مقدس، آثار مهمی در جلب توجه مخاطبان، رونق کتابخوانی و حمایت از نویسندگان و ناشران داشته است، اما این تقریظ‌ها باید فراتر از موج تبلیغاتی و با دقت در مفاهیم و واژگان آن‌ها خوانده شوند.

او ادامه داد: رهبر شهید انقلاب از جمله افرادی بودند که در انتخاب واژه‌ها و مفاهیم حساسیت ویژه‌ای داشتند و نمی‌توان کلمات به‌کاررفته در تقریظ‌ها را جابه‌جا یا بدون توجه به معنای دقیقشان تفسیر کرد. بنابراین لازم است این تقریظ‌ها هم در منظومه فکری ایشان معنا شوند و هم با متن کتاب تطبیق داده شوند.

«اولین احساس»؛ چرا رهبر انقلاب از شرم گفتند؟

شاکری با اشاره به تقریظ رهبر شهید انقلاب بر «حوض خون» اظهار کرد: در این تقریظ آمده است: «اولین احساس پس از خواندن بخش‌هایی از این کتاب، احساس شرم از بی‌عملی در مقایسه با مجاهدت این مجاهدان خاموش و گمنام بود» و سپس از این اثر به‌عنوان روایتی از بخش ناشناخته و ناگفته‌ای از ماجرای عظیم دفاع مقدس یاد شده است.

این منتقد ادبی با تأکید بر واژه «احساس» در این عبارت گفت: احساس حاصل مواجهه میان فاعلیت اثر و قابلیت مخاطب است. ممکن است یک نفر کتابی را بخواند اما چنین احساسی در او ایجاد نشود؛ در حالی که مخاطبی با ظرفیت روحی و معرفتی بالاتر، در مواجهه با همان اثر متأثر شود.

وی افزود: بنابراین این احساس الزاماً احساسی همگانی نیست. قابلیت مخاطب در دریافت یک اثر اهمیت دارد و ممکن است یک تصویر یا یک جمله در فردی تحول ایجاد کند، اما در دیگری چنین اثری نداشته باشد.

شاکری در ادامه با اشاره به عبارت «پس از خواندن بخش‌هایی از این کتاب» در تقریظ رهبر شهید انقلاب بیان کرد: این تعبیر می‌تواند ما را به بحث مهمی درباره تمامیت اثر ببرد. در برخی آثار، برای دریافت پیام یا اثرگذاری، الزاماً نیاز نیست همه متن خوانده شود؛ اما در برخی آثار، معنای نهایی تنها در تمامیت اثر شکل می‌گیرد.

او ادامه داد: در «حوض خون» به نظر می‌رسد ساختار اثر به‌گونه‌ای نیست که مخاطب را با یک تعلیق داستانی تا پایان همراه کند. می‌توان بخش‌هایی از کتاب را خواند و نسبت به همان بخش‌ها دریافت و تأثیر داشت. این مسئله درباره خاطره و تاریخ شفاهی نیز اهمیت دارد و این پرسش را پیش می‌کشد که عنصر انسجام‌دهنده یک اثر چیست.

«حوض خون» میان خاطره و تاریخ شفاهی معلق مانده است

چه چیزی خاطرات «حوض خون» را به هم پیوند می‌دهد؟

این منتقد ادبی با اشاره به ساختار «حوض خون» گفت: در آثاری که خاطرات یک شخصیت واحد روایت می‌شود، شخصیت و سرنوشت او می‌تواند عنصر انسجام‌دهنده متن باشد؛ اما در «حوض خون» چنین شخصیت مشترکی وجود ندارد. حتی مکان نیز در اینجا لزوماً موضوع تاریخ‌نگاری نیست؛ چراکه قرار نیست کتاب تاریخ رختشوی‌خانه را روایت کند.

شاکری افزود: در تاریخ شفاهی یک مکان مانند مسجد کرامت، خودِ مکان می‌تواند با تاریخچه، افراد و اتفاقاتی که در آن رخ داده‌اند، به اثر وحدت بدهد؛ اما رختشوی‌خانه در «حوض خون» چنین کارکردی ندارد. بنابراین وقتی عنصر مشترک شخصیت یا تاریخچه یک مکان وجود نداشته باشد، مخاطب می‌تواند بخش‌هایی از خاطرات را انتخاب و بخش‌های دیگر را کنار بگذارد.

وی ادامه داد: این نکته نشان می‌دهد که عبارت‌های به‌کاررفته در تقریظ رهبر انقلاب، از نظر ساختاری نیز قابل بررسی هستند و می‌توان از دل آن‌ها به بحث‌های مهم‌تری درباره انسجام در خاطره و تاریخ شفاهی رسید.

در تاریخ شفاهی نیز لزوماً نباید فقط سراغ کسانی رفت که مستقیماً در رختشوی‌خانه فعالیت داشته‌اند؛ بلکه افراد دیگری که به آن مجموعه و رخدادهای مرتبط با آن دسترسی داشته‌اند نیز می‌توانند بخشی از روایت را شکل دهند. در مقابل، اگر هدف خاطره‌نگاری باشد، فرایند مصاحبه و انتخاب راوی متفاوت خواهد بود

شاکری همچنین با اشاره به تعبیر «مجاهدان خاموش و گمنام» در تقریظ رهبر انقلاب گفت: در اینجا میان موضوع و ساختار اثر نیز باید تفاوت قائل شد. احساسی که رهبر انقلاب از آن سخن می‌گویند، متوجه تلاش و مجاهدت زنانی است که در جریان دفاع مقدس فعالیت کردند.

او افزود: وصف «گمنام» به اشخاص بازمی‌گردد و «مهجور بودن» این موضوع به این معناست که در تاریخ دفاع مقدس کمتر به چنین نقش و موقعیتی پرداخته شده است. یکی از ارزش‌های «حوض خون» نیز همین است که گزارش‌هایی از محیطی مانند رختشوی‌خانه و تلاش زنانی ارائه می‌کند که پیش از این کمتر مورد توجه قرار گرفته بودند.

شاکری تأکید کرد: بنابراین تقریظ رهبر انقلاب را باید با دقت خواند و از مفاهیم موجود در آن برای فهم دقیق‌تر اثر، جایگاه آن در ادبیات دفاع مقدس و حتی ساختار خاطره و تاریخ شفاهی استفاده کرد.

انتخاب قالب روایت از مرحله مصاحبه آغاز می‌شود

شاکری در ادامه با اشاره به تفاوت‌های تاریخ شفاهی و خاطره‌نگاری گفت: این تفاوت‌ها را می‌توان از دو منظر پیشینی و پسینی بررسی کرد. پیش از تولید متن، تدوین‌کننده، نویسنده و گروه مصاحبه‌کنندگان باید شناخت دقیقی از قالب، ماهیت و غایت کاری که قرار است انجام شود داشته باشند؛ چراکه تلقی ما از قالب، از همان مرحله مصاحبه بر نوع پرسش‌ها و مسیر جمع‌آوری اطلاعات اثر می‌گذارد.

او افزود: اگر هدف، تولید تاریخ شفاهی باشد، پرسش‌ها باید ناظر بر یک امر بیرونی و تاریخی باشد. برای مثال، اگر قرار است تاریخ شفاهی یک رختشوی‌خانه ثبت شود، باید اتفاقات مربوط به آن از زمان آغاز فعالیت تا تعطیلی، در یک چارچوب زمانی مشخص روایت شود و راویان بر اساس دوره‌های حضورشان انتخاب شوند.

این منتقد ادبی ادامه داد: در تاریخ شفاهی نیز لزوماً نباید فقط سراغ کسانی رفت که مستقیماً در رختشوی‌خانه فعالیت داشته‌اند؛ بلکه افراد دیگری که به آن مجموعه و رخدادهای مرتبط با آن دسترسی داشته‌اند نیز می‌توانند بخشی از روایت را شکل دهند. در مقابل، اگر هدف خاطره‌نگاری باشد، فرایند مصاحبه و انتخاب راوی متفاوت خواهد بود.

پرسش‌های تاریخ شفاهی با خاطره‌نگاری یکی نیست

شاکری با تأکید بر اینکه نوع پرسش، هدایت مصاحبه و روش تحقیق در این دو قالب متفاوت است، گفت: حتی داستان‌نویسی که برای شناخت موضوع مصاحبه می‌کند، با خاطره‌نگار یا پژوهشگر تاریخ شفاهی، پرسش‌های یکسانی ندارد. موضوع، زبان روایت، امکانات روایی و هدف نهایی اثر، مسیر مصاحبه را تعیین می‌کنند.

وی افزود: در تاریخ شفاهی، گاهی فرایند تحقیق به شکل رفت‌وبرگشتی انجام می‌شود؛ یعنی مصاحبه صورت می‌گیرد، اطلاعات به دست آمده مقایسه می‌شود و پژوهشگر دوباره به سراغ راویان می‌رود تا واقعیت را دقیق‌تر کشف کند. اما در خاطره‌نگاری چنین فرایند مقایسه‌ای ضرورت ندارد و محور، روایت فرد از تجربه و دریافت خودش است.

یکی از تفاوت‌های مهم خاطره و تاریخ شفاهی، موضوع آنهاست. در تاریخ شفاهی، راویان شاهدانی هستند که قرار است یک واقعیت بیرونی را با بیان خود روایت کنند

شاکری با اشاره به اظهارات میرعالی در کتاب «حوض خون» گفت: در صفحه ۱۵ کتاب، وقتی از چرایی انجام این تعداد مصاحبه پرسیده می‌شود، بر تأکید مهدی‌نژاد مبنی بر حذف نشدن هیچ‌یک از راویان و ثبت فعالیت همه آنها تأکید شده است. اینجا پرسش مهمی مطرح می‌شود که چرا باید همه روایت‌ها ثبت شوند و این تصمیم بر چه تلقی‌ای از تاریخ شفاهی یا خاطره‌نگاری مبتنی بوده است.

او ادامه داد: این نکته در کنار تقریظ رهبر انقلاب که در آن آمده است «خواندن بخش‌هایی از کتاب» موجب شکل‌گیری احساس شده، قابل توجه است. اگر خواندن بخش‌هایی برای ایجاد آن احساس کفایت می‌کند، این پرسش مطرح می‌شود که تأکید بر ثبت همه روایت‌ها با چه هدفی صورت گرفته است.

این منتقد ادبی گفت: منتقدان و پژوهشگران می‌توانند محصول نهایی را بررسی کنند، اما این دو حوزه باید در فرایند ادبی با یکدیگر رفت‌وبرگشت داشته باشند. پژوهشگری که متن را در اختیار دارد، لزوماً از تمام اتفاقات مرحله مصاحبه اطلاع ندارد؛ با این حال، خود متن می‌تواند نشانه‌ای از تلقی تولیدکنندگان اثر نسبت به فرایند مصاحبه و قالب انتخاب‌شده باشد.

«حوض خون» میان خاطره و تاریخ شفاهی معلق مانده است

تفاوت اصلی خاطره و تاریخ شفاهی در «موضوع» است

شاکری در ادامه با تشریح تفاوت این دو قالب بیان کرد: یکی از تفاوت‌های مهم خاطره و تاریخ شفاهی، موضوع آنهاست. در تاریخ شفاهی، راویان شاهدانی هستند که قرار است یک واقعیت بیرونی را با بیان خود روایت کنند. برای مثال، اگر قرار باشد تاریخ یک مؤسسه، مسجد یا انتشارات روایت شود، یک نفر نمی‌تواند تمام دوره‌ها، افراد، رخدادها و چالش‌های آن را روایت کند و به راویان متعدد نیاز است.

وی افزود: در چنین روایتی، زندگی شخصی و احساسات راوی موضوع اصلی نیست؛ بلکه او باید بخشی از اضلاع یک موضوع بیرونی را روایت کند. در مقابل، در خاطره، خودِ راوی و نگاه او موضوعیت دارد. احساس، ادراک و دریافت شخصی او اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا خاطره قرار است مخاطب را به تجربه و درونیات راوی نزدیک کند و همان احساس را در مخاطب برانگیزد.

این منتقد ادبی گفت: در تاریخ شفاهی، راوی بیشتر نقش واسطه را دارد؛ یعنی از طریق او باید به امر واقع رسید. اگر موضوع تاریخ یک مسجد یا مؤسسه باشد، راوی به‌عنوان شاهد عینی ما را به آن موضوع ارجاع می‌دهد و خودش موضوع نهایی روایت نیست.

به نظر می‌رسد «حوض خون» تجمیعی از خاطرات است که با محوریت رختشوی‌خانه به‌عنوان یک مکان کنار هم قرار گرفته‌اند، بدون اینکه منطق فنی روشنی برای این انتخاب وجود داشته باشد

شاکری ادامه داد: تعدد راویان در تاریخ شفاهی از همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا هیچ فردی در عالم واقع نمی‌تواند نسبت به همه ابعاد یک رخداد یا مجموعه، دانایی کامل داشته باشد. یک فرد ممکن است در دوره‌ای در مسجد حضور داشته باشد و دوره‌ای دیگر حضور نداشته باشد یا تنها بخشی از افراد و اتفاقات را بشناسد. بنابراین برای بازسازی امر بیرونی، تعدد شاهدان ضروری است.

او خاطرنشان کرد: در خاطره، این تعدد ضرورت مشابهی ندارد؛ چراکه موضوع، تجربه و درونیات یک فرد است و همان فرد نسبت به خاطرات و ادراکات شخصی خود، آگاهی مستقیم دارد. بنابراین می‌توان گفت در تاریخ شفاهی، امر بیرونی و عینی محور است و در خاطره، فرد و منظر شخصی او قوام روایت را شکل می‌دهد.

«حوض خون» نه خاطره است و نه تاریخ شفاهی

احمد شاکری، منتقد ادبی، در ادامه نقد خود از کتاب «حوض خون» گفت: به نظر می‌رسد نام این اثر به عنصر وحدت‌بخش آن اشاره دارد؛ یعنی رختشوی‌خانه به‌عنوان یک مکان و محل وقوع حوادث و ورود و خروج افراد. اما پرسش این است که آیا رختشوی‌خانه صرفاً محل وقوع حوادث است یا به‌عنوان یک امر بیرونی و تاریخمند، موضوع روایت قرار گرفته است؟

او افزود: «حوض خون» نه خاطره است و نه تاریخ شفاهی؛ زیرا اگر موضوع آن رختشوی‌خانه به‌عنوان یک موجودیت تاریخی بود، باید سرگذشت این مکان از آغاز تا پایان روایت می‌شد، در حالی که سرگذشت رختشوی‌خانه موضوع اصلی کتاب نیست. از سوی دیگر، این اثر خاطره نیز به معنای دقیق کلمه نیست، چراکه در خاطره، «من» و تجربه شخصی راوی موضوعیت دارد.

این منتقد ادبی ادامه داد: به نظر می‌رسد «حوض خون» تجمیعی از خاطرات است که با محوریت رختشوی‌خانه به‌عنوان یک مکان کنار هم قرار گرفته‌اند، بدون اینکه منطق فنی روشنی برای این انتخاب وجود داشته باشد.

شاکری گفت: اگر قرار بود تاریخ شفاهی رختشوی‌خانه تولید شود، انتخاب راویان باید تابع منطق مشخصی می‌بود؛ یعنی باید ابتدا سرگذشت این مکان، از تأسیس تا پایان فعالیت، مشخص می‌شد و سپس بر اساس دوره‌های زمانی و رخدادهای مهم، راویان انتخاب می‌شدند. در تاریخ شفاهی، هدف جمع‌آوری بیشترین تعداد خاطرات نیست؛ هدف، آشکار کردن واقعیت بیرونی است.

او افزود: اگر ۶۴ راوی داشته باشیم، این پرسش مطرح می‌شود که چرا ۶۴ نفر؟ اگر به ۱۰۰ یا ۱۲۰ نفر دسترسی داشتیم، آیا باید همه آنها را وارد کتاب می‌کردیم؟ چنین منطقی می‌تواند به یک فرایند پایان‌ناپذیر منجر شود. تعداد راویان باید تابع منطق موضوع و میزان کفایت اطلاعات برای بازسازی واقعیت باشد، نه تعداد افرادی که در دسترس هستند.

چرا همه راویان «حوض خون» زن هستند؟

شاکری با اشاره به انتخاب ۶۴ راوی زن در «حوض خون» گفت: برخی این موضوع را یکی از نقاط قوت اثر دانسته‌اند و آن را توجه به حضور زنان در دفاع مقدس تلقی کرده‌اند. بدون تردید توجه به نقش زنان در دفاع مقدس اهمیت دارد، اما این انتخاب باید با قالب و موضوع اثر تناسب داشته باشد.

وی ادامه داد: اگر موضوع، تاریخ شفاهی رختشوی‌خانه باشد، باید پرسید آیا فقط زنان در این مجموعه حضور و نقش داشته‌اند؟ اگر افراد دیگری نیز در شکل‌گیری، اداره و تصمیم‌گیری‌های مرتبط با رختشوی‌خانه دخیل بوده‌اند، چرا روایت آنها حذف شده است؟

این منتقد ادبی تأکید کرد: مسئله من نگاه مردسالارانه یا زن‌سالارانه نیست؛ مسئله، نگاه به واقعیت و قالب روایت است. اگر قرار است یک امر بیرونی و تاریخی روایت شود، شاهدان آن امر باید بر اساس نقشی که در شکل‌گیری آن واقعیت داشته‌اند انتخاب شوند، نه صرفاً بر اساس جنسیت.

ادامه دارد...

دبیرسرویس: #میثم_عربی

منبع : مهر

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید