به گزارش قم پرس با گسترش رسانههای دیجیتال، شیوه زندگی و ارتباط انسانها تغییر کرده است؛ تغییری که دیگر محدود به بزرگسالان نیست و کودکان نیز از سنین پایین با تلفن همراه، تبلت، تلویزیون و بازیهای رایانهای درگیر شدهاند. در این میان، مجموعه «قصههای کرمیلو» با زبانی کودکانه و طنز، تلاش دارد کودکان را با شیوه درست استفاده از رسانه آشنا کند و پیامدهای استفاده نادرست از آن را در قالب داستان به تصویر بکشد.
پنجمین جلد این مجموعه با عنوان «اشکهای چیکچیکانه» سراغ یکی از آشناترین موقعیتهای زندگی امروز میرود؛ کودکی که در جمع دوستان و خانواده، دست دیگران را با تلفن همراه و تبلت میبیند و همین مشاهده، میل داشتن یک ابزار دیجیتال را در او ایجاد میکند.
یک مهمانی که هیچکس حواسش به مهمانی نیست
کرمیلو، شخصیت اصلی این مجموعه، کرم کوچکی دوستداشتنی و کنجکاو است که همراه خانوادهاش در زیر زمین زندگی میکند. او مانند بسیاری از کودکان امروز به رسانهها علاقه دارد و هر بار در مواجهه با یکی از ابزارهای رسانهای، تجربهای تازه پیدا میکند.
در جلد پنجم، ماجرا از یک مهمانی خانوادگی آغاز میشود؛ مهمانیای که قرار است فرصتی برای دیدار و گفتوگو باشد، اما حضور تبلت و تلفن همراه، شکل دیگری به آن داده است.
کودکان سرگرم بازی با تبلت هستند و بزرگترها نیز به خواندن پیامها، تماشای فیلم و نشان دادن محتوا به یکدیگر مشغولاند. آنقدر همه درگیر صفحههای نمایش شدهاند که حتی متوجه غذای خوشمزهای که مادر کرمیلو برای مهمانها آماده کرده، نمیشوند.
همین تصویر ساده، یکی از موقعیتهای آشنای زندگی امروز را پیش چشم مخاطب کودک میگذارد؛ جمعی که برای با هم بودن دور یک میز جمع شدهاند، اما هرکدام در دنیای جداگانهای داخل صفحه نمایش خود زندگی میکنند.
«من هم تبلت میخواهم!»
دیدن تبلت در دست دیگران، کرمیلو را هم وسوسه میکند. او که خودش تبلت ندارد، ناراحت میشود و با اشکهای چیکچیک از پدرش میخواهد برایش یکی بخرد.
کرمیلو تصور میکند تقریباً همه بچهها تبلت دارند و او نیز نباید از این قافله عقب بماند. اما پدرش بلافاصله تصمیم نمیگیرد. او باید درباره این خواسته فکر کند و با مادر کرمیلو مشورت کند.
ماجرا زمانی جالبتر میشود که کرمیلو به خواستههای قبلی خودش فکر میکند. او هفته گذشته از پدرش وسایل آزمایشگاه خواسته بود تا بتواند آزمایشهای علمی عجیب و غریب انجام دهد. حالا اگر قرار باشد پول خانواده صرف خرید تبلت شود، شاید دیگر امکان خرید وسایل آزمایشگاهی وجود نداشته باشد.
اینجاست که داستان، بدون آنکه مستقیماً کودک را از تبلت منع کند، او را با مسئلهای مهم روبهرو میکند: آیا داشتن یک وسیله دیجیتال همیشه ضروری است یا گاهی خواسته ما فقط به دلیل دیدن آن در دست دیگران شکل میگیرد؟
«اشکهای چیکچیکانه» صرفاً درباره خریدن یا نخریدن تبلت نیست. مسئله اصلی داستان، نوع رابطه کودکان و خانواده با رسانههاست.
تبلت و تلفن همراه در این داستان بهعنوان ابزارهایی ذاتاً بد معرفی نمیشوند؛ بلکه آنچه مورد توجه قرار میگیرد، شیوه استفاده از آنهاست. کودکی که ساعتها با بازی سرگرم میشود، بزرگسالی که در مهمانی به جای گفتوگو پیامهای تلفن همراهش را بررسی میکند یا فردی که به جای حضور در جمع، تمام توجهش را به صفحه نمایش میدهد، همگی نمونههایی از تغییر عادتهای ارتباطی انسانها هستند.
مجموعه «قصههای کرمیلو» تلاش میکند همین موقعیتها را از زاویه دید کودک روایت کند؛ زاویهای که هم طنز دارد و هم به مخاطب اجازه میدهد بدون دریافت یک پیام مستقیم و نصیحتگونه، درباره رفتار شخصیتها فکر کند.
وقتی صفحه نمایش، آدمها را از هم دور میکند
یکی از نکات قابل توجه جلد پنجم، قرار دادن مسئله رسانه در فضای یک مهمانی است. مهمانی بهطور معمول جایی برای دیدار، گفتوگو و وقتگذرانی با دیگران است؛ اما در داستان، تلفن همراه و تبلت باعث میشوند افراد حاضر، با وجود قرار گرفتن در یک مکان، از یکدیگر فاصله بگیرند.
این تصویر میتواند برای کودک آشنا باشد. او ممکن است نمونه مشابهی را در خانه، مهمانی یا حتی میان دوستان خود دیده باشد؛ جایی که چند نفر کنار یکدیگر نشستهاند، اما هرکدام به صفحهای کوچک خیره شدهاند.
کتاب از همین موقعیت برای طرح پرسشی ساده استفاده میکند: اگر قرار باشد در یک جمع، همه سرگرم تلفن و تبلت باشند، پس دلیل دور هم جمع شدن چیست؟
شخصیت کرمیلو به دلیل ویژگیهایش میتواند برای مخاطب کودک قابل همذاتپنداری باشد. او نه کودکی کاملاً بیتفاوت نسبت به رسانه است و نه شخصیتی که از ابتدا پاسخ درست را میداند. او مانند بسیاری از کودکان، وقتی وسیلهای را در دست دیگران میبیند، آن را میخواهد.
گریه و ناراحتی کرمیلو برای نداشتن تبلت نیز از همین میل کودکانه ناشی میشود. او ابتدا به این فکر نمیکند که آیا واقعاً به تبلت نیاز دارد یا نه؛ فقط میداند دیگران چنین وسیلهای دارند و خودش هم میخواهد یکی داشته باشد.
اما روند داستان به او فرصت میدهد درباره خواستهاش فکر کند و آن را در کنار دیگر علاقهها و نیازهایش قرار دهد. این ویژگی باعث میشود کتاب به جای ارائه یک پاسخ قطعی، کودک را وارد فرایند فکر کردن کند.
سواد رسانهای از دل یک قصه کودکانه
«قصههای کرمیلو» مجموعهای با هدف آموزش سواد رسانهای به کودکان است و هر جلد آن یکی از موقعیتهایی را که کودکان در مواجهه با رسانهها تجربه میکنند، در قالب داستان دنبال میکند.
در این مجموعه، مفاهیمی مانند رژیم مصرف رسانه، استفاده درست از ابزارهای دیجیتال و توجه به پیامدهای استفاده بیش از اندازه از رسانه، از مسیر تجربه شخصیتها مطرح میشوند.
در جلد پنجم نیز کودک با موقعیتی آشنا روبهرو میشود: دیدن یک تبلت و خواستن آن. اما داستان به همین خواسته محدود نمیماند و به رابطه میان ابزار دیجیتال و زندگی خانوادگی میرسد.
از این منظر، «اشکهای چیکچیکانه» میتواند علاوه بر سرگرم کردن کودک، زمینهای برای گفتوگوی والدین و فرزندان درباره زمان استفاده از تلفن همراه و تبلت، دلیل استفاده از این ابزارها و جایگزینهای آنها باشد.
کرمیلو در پایان ماجرایی که با دیدن تبلت آغاز شده، با مسئلهای روبهرو میشود که بسیاری از کودکان امروز با آن مواجهاند: «چرا من نباید چیزی را داشته باشم که دیگران دارند؟»
پاسخ این سؤال الزاماً خریدن یا نخریدن تبلت نیست. مسئله مهمتر این است که کودک بتواند درباره نیاز واقعی خود، کاربرد یک وسیله و تأثیر آن بر زندگیاش فکر کند.
در چنین روایتی، پدر و مادر نیز صرفاً نقش کسانی را ندارند که باید به خواسته کودک «بله» یا «نه» بگویند؛ بلکه میتوانند همراه کودک درباره انتخابها و پیامدهای آنها گفتوگو کنند.
«اشکهای چیکچیکانه» از همین مسیر، رسانه را از یک موضوع تخصصی و پیچیده به بخشی از زندگی روزمره کودک تبدیل میکند؛ جایی که تبلت، تلفن همراه و بازیهای دیجیتال در کنار خواستهها، احساسات و روابط خانوادگی قرار میگیرند.
در نهایت، پنجمین جلد «قصههای کرمیلو» را میتوان روایتی درباره یک تبلت دانست که خیلی زود به داستانی درباره انتخاب، توجه و رابطه انسانها با یکدیگر تبدیل میشود؛ داستانی که به کودک یادآوری میکند هر چیزی که دیگران دارند، لزوماً چیزی نیست که او به آن نیاز دارد و گاهی مهمتر از داشتن یک ابزار تازه، این است که بدانیم قرار است با آن چه کنیم.
در بخشی از کتاب میخوانیم:
کرمیلو بهخاطر نداشتن تلفن همراه یا تبلت ناراحت است و چیکچیک اشک میریزد. کرمیلو میگوید او هم یکی از این تبلتها میخواهد، مثل همهی بچهها. البته همهیهمه که نه! بعضیها. بابا حرفی نمیزند. چرا؟!
چون دارد فکر میکند. تازه، بعدش هم باید با مامان کرمیلو مشورت کند. برای چی؟! برای خرید تبلت.
البته کرمیلو باید فکرهایش را بکند؛ چون او هفتهی پیش از بابا خواسته بود برایش وسایل آزمایشگاه بخرد تا بتواند آزمایشهای علمی عجیبغریب انجام دهد. فکر کنم اگه بابا تبلت بخرد، دیگر نمیشود آن وسایل را خرید.
جلد پنجم «قصههای کرمیلو، اشکهای چیکچیکانه» نوشته بنفشه رسولیان در ۱۳صفحه از سوی انتشارات مهرستان منتشر شده است.
دبیرسرویس: #میثم_عربی
منبع : مهر
قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.













دیدگاه