کد خبر: 465688
۰
۰
نسخه چاپی

وام ۸۰۰ میلیاردی! آیا مسئله نشر واقعاً کمبود نقدینگی است؟

یادداشت مهمان، محمد حقی، مدیر انتشارات نشان: اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در شرایط فعلی بازار کتاب تصمیم گرفته است تا سقف ۸۰۰ میلیارد تومان تسهیلات کم‌بهره به ناشران و کتابفروشان اختصاص دهد، در نگاه اول اقدامی حمایتی و قابل توجه به نظر می‌رسد؛ اما پرسش اصلی این است که آیا مسئله اصلی امروز صنعت نشر ایران، کمبود نقدینگی است که با تزریق پول و وام بتوان آن را حل کرد؟

به نظر من، رفتن به سراغ وام‌های ۲۰۰ میلیون تا یک‌میلیارد و حتی ۱.۵ میلیارد تومانی برای ناشر و کتابفروش، بیش از آنکه لزوماً یک سیاست مؤثر برای احیای بازار کتاب باشد، انتخاب ساده‌ترین ابزار حمایتی است.

مسئله اصلی بازار نشر فقط این نیست که ناشر یا کتابفروش پول کافی برای ادامه فعالیت ندارد. مسئله مهم‌تر، ضعف تقاضا، کاهش قدرت خرید مخاطب، دشواری فروش کتاب، خواب سرمایه، افزایش هزینه‌های تولید و توزیع و اختلال در چرخه بازگشت پول است.

اگر قرار است صدها میلیارد تومان از منابع عمومی به این حوزه اختصاص پیدا کند، بهتر است بخشی از این منابع به جای اینکه صرفاً به شکل وام در اختیار فعالان نشر قرار بگیرد، مستقیماً برای فعال کردن چرخه نشر و افزایش تقاضا هزینه شود.

برای مثال:

تقویت طرح‌های فصلی خرید کتاب از کتابفروشی‌ها؛

اختصاص یارانه مستقیم به خرید کتاب توسط مردم، نه صرفاً تأمین مالی عرضه‌کننده؛

تقویت نمایشگاه‌های کتاب و طراحی مدل‌های مؤثرتر برای نمایشگاه حضوری و مجازی؛

ایجاد کمپین‌های ملی و منطقه‌ای برای ترویج خرید کتاب؛

حمایت از کتابفروشی‌های کوچک و محلی که واقعاً در معرض تعطیلی هستند؛

کمک به توزیع و فروش کتاب، نه فقط تولید آن؛

طراحی مشوق‌هایی برای افزایش گردش موجودی کتابفروشی‌ها؛

حمایت هدفمند از کتاب‌های باکیفیت و ناشران فعال، به جای توزیع عمومی منابع؛

ایجاد زیرساخت‌های فروش آنلاین و اتصال بهتر ناشر، کتابفروش و مخاطب؛

و مهم‌تر از همه، برنامه‌ریزی برای اینکه پول دولت چند بار در چرخه نشر گردش کند و فقط یک بار به حساب یک ناشر یا کتابفروش واریز نشود.

در واقع، اگر ۸۰۰ میلیارد تومان قرار است وارد بازار نشر شود، سؤال مهم‌تر این نیست که «به چند ناشر و کتابفروش وام بدهیم؟» بلکه این است که چطور می‌توانیم با همین ۸۰۰ میلیارد تومان بیشترین تعداد کتاب را به دست بیشترین تعداد خواننده برسانیم؟

این تفاوت مهمی است.

وام، در بهترین حالت، بخشی از مشکل نقدینگی یک بنگاه را حل می‌کند. اما یارانه خرید کتاب، طرح‌های فصلی، نمایشگاه موفق، توسعه شبکه توزیع و تحریک تقاضا می‌توانند مستقیماً به فروش منجر شوند و پول را در کل زنجیره نشر به گردش درآورند.

حتی از این منظر، به نظر می‌رسد اگر قرار است وام هم پرداخت شود، بهتر است مشروط و هدفمند باشد؛ مثلاً بخشی از تسهیلات به افزایش تولید یا موجودی اختصاص پیدا کند و بخش دیگر به عملکرد واقعی در فروش و توزیع گره بخورد.

به عبارت دیگر، حمایت از نشر نباید فقط «تزریق پول به فعالان نشر» باشد؛ باید تزریق تقاضا به بازار کتاب باشد.

امروز شاید بیش از آنکه ناشر به یک وام جدید نیاز داشته باشد، بازار کتاب به خواننده‌ای نیاز دارد که بتواند و بخواهد کتاب بخرد.

اگر قرار است دولت ۸۰۰ میلیارد تومان هزینه کند، بهتر است این سؤال را جدی‌تر بپرسیم:

چگونه می‌توانیم با این پول، تقاضا برای کتاب ایجاد کنیم، فروش را بالا ببریم و چرخه نشر را فعال‌تر کنیم؛ نه اینکه صرفاً بدهی ارزان‌قیمت برای ناشر و کتابفروش ایجاد کنیم؟

این شاید تفاوت میان یک سیاست حمایتی کوتاه‌مدت و یک سیاست توسعه‌ای برای صنعت نشر باشد.

و آخرین نکته اینکه:

وام، مشکل بنگاه را حل می‌کند؛ اما سیاست فرهنگی باید مشکل بازار را حل کند.

دبیرسرویس: #میثم_عربی

منبع : مهر

قم پرس منتظر دریافت اخبار و پیام های هموطنان عزیز می باشد.

دیدگاه

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید